السيد الطباطبائي
312
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ترجم حديث شماره 8 : از اميرالمومنين ( ع ) پرسيده شد : به وسيله چه چيز خدايت را شناختى ؟ فرمود : به وسيله آن چه خودش ، خودش را به من شناسانيد . پرسيدند : چگونه شناسانيد خودش را ؟ فرمود : هيچ شكل و صورتى ، شبيه او نمى شود . و با حواس حس نمى شود . و به مردم قياس نمى شود . نزديك است در عين دور بودنش ، دور است در عين نزديك بودنش . فوق همه چيز است ، و گفته نمى شود چيزى ما فوق اوست . پيش روى همه چيز است در عين اين كه نبايد دربار او « پيش رو » گفت . در همه چيز است نه مانند چيزى در چيز ديگر باشد . و خارج از هر چيز است نه آن طور كه چيزى از چيز ديگر خارج باشد . پاك و منزّه است او كه چنين است و غير از او هيچ چيزى چنين نيست . ترجم حديث شماره 9 : سر اسقف مسيحى به همراه يكصد نفر از مسيحيان به مدينه آمد چيزهائى از ابوبكر پرسيد ، نتوانست جوابى بدهد . او را به حضور اميرالمومنين ( ع ) راهنمائى كردند ، مسائلى را از آن حضرت پرسيد و پاسخ شان را شنيد ، از آن جمله گفت : به من خبر بده آيا خدا را به وسيله محمد شناختى ، يا محمد را به وسيله خدا ؟ - ؟ على ( ع ) فرمود : خدا را به وسيله محمد ( ص ) نشناختم ، ليكن محمد ( ص ) را به وسيله خداوند عزّ و جلّ ، شناختم . وقتى كه ديدم خدا او را خلق كرده و در او حدودى از قبيل طول و عرض ، قرار داده ، پس با راهنمائى و الهام از جانب خداوند و اراده ام شناختم كه او ( ص ) مُدَبَّر و مصنوع است . همانطور كه خداوند طاعت خود را بر ملائك الهام كرده و خودش را به آنان شناسانيده كه بدون شبه و بدون كيف ( بدون چگونگى ) است . ترجم سخن صدوق ( ره ) : مجلسى كلام صدوق ( ره ) را از كتاب توحيد نقل مىكند : قول صحيح در اين باب اين است كه گفته شود : خدا را به وسيله خدا شناختيم زيرا اگر او را به وسيله عقل مان شناخته باشيم ، اين خداوند است كه عقل را به ما داده است .