السيد الطباطبائي
298
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
كسى كه به او اشاره كند ، صمدانيّت او را درك نكرده است « 1 » . و هر كس او را به چيزى تشبيه كند ، او را قصد نكرده است ( يعنى آن چه از تشبيه قصد كرده ، آن خدا نيست ) . و كسى كه او را مبعّض و تجزيه كند ، او را بندگى نكرده است « 2 » . و هر كس او را در توهّم خودش بياورد ، او را اراده نكرده است ( يعنى آن چه در قوّ واهمه آورده ، آن خدا نيست ) . هر چيز كه به وسيله خودش شناخته شود ، مخلوق است « 3 » . و هر چيز كه در غير خودش باشد ، معلول است ( يعنى هر چيز كه وجودش مستند به غير باشد ، مخلوق و معلول است ) . از خلق خدا به سوى خدا رهجوئى مىشود « 4 » . و با عقل ها شناختِ او منعقد مىشود . و به وسيله فطرت ، حجّتش جاى گير مىشود ( يعنى جاى گير شدن و تثبّت يافتن حجّت توحيد ، به وسيله فطرت است ) . آفريدن خدا خلق را ، حجاب ميان او و خلق است . و جدائى او از خلقش ، جدائى اوست از مكانمندى مخلوقات ( خداوند مكانمند نيست و مخلوقات مكانمند هستند ؛ خداوند محدود نيست و مخلوقات محدود هستند . و هيچ چيزى غير از خدا ، مجرد از مكان نيست ) « 5 » . و اين كه خدا مخلوقات را پديد آورده ، دليل شان است كه براى خدا آغازى نيست . زيرا هر شيئ آغازمند ، عاجز است از پديد آوردن چيز ديگر . و ابزار كردن مخلوقات ، دليلى است كه براى وجود او ابزارى نبوده است ( يعنى اين كه مخلوقات را وسيله و علت همديگر قرار داده ، دليل است كه او نه علت است و نه معلول . زيرا وجود خداوند ابزار وجود چيز ديگر نيست « 6 » . او
--> ( 1 ) - دربار « صمد » در كتاب « قرآن و نظام رشته اى جهان » و كتاب « تبيين جهان و انسان » به طور مشروح بحث كرده ام و در اين جا تكرار نمى كنم . ( 2 ) - قابل توجه ارسطوئيان خودمان كه خدا را مصدر مى دانند . ( 3 ) - قابل توجه صدرويان محترم كه يكى از سير و سفرشان « من الحق الى الحق » است . ( 4 ) - نه از خدا به سوى خدا . - معنى اصلى لغوى « استدلال » ، دلالت جوئى ، راه جوئى ، است . ( 5 ) - دقيقاً و به طور نصّ مى فرمايد : هيچ چيز ( غير از خدا ) مجرّد نيست . ( 6 ) - قابل توجه آنان كه خدا را علت يا علّة العلل ، مى نامند .