السيد الطباطبائي
279
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
پاسخ : اولًا : اصل اين است كه دعاى انبياء مستجاب است . ثانياً : وقتى كه آيه هاى مورد بحث ، نازل شد ، كفار قريش ايراد نگرفتند كه چرا دعاى ابراهيم مستجاب نشده زيرا مصداق آن را به عينه در ميان خودشان مى ديدند . ثالثاً : دعاى او درباره عمويش ، دعا دربار يك مشرك موجود ، بود . اما دعايش دربار ذريّه اش دربار آيندگان بود كه هنوز به دنيا نيامده بودند . و اين دو با هم فرق دارد . رابعاً : دعاى او دربار عمويش « استغفار » بود كه اگر او ايمان مى آورد گناهان پيشين او بخشوده مى شد . يعنى دعايش مشروط بود نه مطلق ؛ مشروط بود كه اگر ايمان آورد گناهانش بخشوده شود و چون شرط محقق نگشت مشروط نيز محقق نگشت . معنى ندارد كه گناهان يك مشرك لجوج بخشوده شود . خامساً : آيه 114 سوره توبه مى فرمايد : « وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ » . يعنى به او وعده داده بود كه برايش دعا كند و به وعده اش عمل كرد . و معلوم است كه هم خود دعا مشروط به پذيرش توحيد بود و هم استجابت آن دعا . سادساً : اگر براى هدايت او دعا مى كرد ( نه استغفار ) بى ترديد دعايش مستجاب مى گشت ليكن چون او را مى شناخت بر هدايتش دعا نكرد . اما در آيه هاى مورد بحث بر هدايت و موحد بودن سلسله اى از اولادش از نسل اسماعيل دعا كرده است . سابعاً : قرآن دعاى او را كه از پيامبران اولى العزم بود و نيز دعاى حضرت اسماعيل با لحن و سياق تاييد و به عنوان دعاى مستجاب ، بيان و تقرير مىكند . و اگر غير از اين بود مانند دعا بر عمويش ، توضيح مى داد كه مستجاب نشده است .