السيد الطباطبائي

276

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ترجم حديث : زُهرى مى گويد : مردى به حضور امام صادق ( ع ) آمد و چيزى پرسيد . امام ( ع ) پاسخى نداد . مرد گفت : اگر پسر پدرت باشى پس تو از فرزندان كسانى هستى كه بت ها را مى پرستيدند . امام ( ع ) به او گفت : دروغ گفتى . خداوند به ابراهيم امر كرد كه پسرش اسماعيل را در مكه ساكن كند ، آن گاه ابراهيم گفت : خدايا اين شهر را امن قرارده و من و اولادم را از بت پرستى ، دور بدار . پس هرگز كسى از اولاد اسماعيل ، بتى را عبادت نكرد . و ليكن عرب ها بت را مى پرستيدند . و اولاد اسماعيل ( قريش ) مى گفتند اين بت ها شفيعان ما در نزد خدا هستند و بت ها را پرستش نمى كردند . توضيح : در متن اين حديث ، اولاد اسماعيل ( قريش ) ، عرب ناميده نشده اند و در تقابل با آن ، قرار گرفته اند . زيرا قريشيان ، عرب نبودند مستعرب شدند . زيرا آنان نسل اسماعيل ( ع ) هستند او نيز فرزند ابراهيم ( ع ) است كه در شهر « اور » بين النهرين و در ميان قوم سومر « ثمود » اصلى ، متولد شد و در بابل پايتخت آكد « عاد » ، به آتش انداخته شد ، سپس از سرزمين بين النهرين تبعيد شده و ساكن فلسطين بود كه مامور شد پسرش را به مكه برده و در آن جا ساكن كند . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : شايد مراد اين باشد كه قريش به وحدانيّت آفريننده ، معتقد بوده اند ، گرچه از جهت پرستش و سجده كردن بر بت ها مشرك بودند . امام ( ع ) بزرگ ترين نوع شرك را از آنان ، نفى كرده كه عبارت است از « شرك در ربوبيّت » . و در باب سابق به فرق ميان اين دو ( شرك در عبادت و شرك در ربوبيّت ) اشاره شد .