السيد الطباطبائي

27

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و آيا اين اصطلاح دوم صورت كامل همان اصطلاح اول است يا صفت ديگر و حالت ديگرى است كه مغاير است با اصطلاح اول ؟ - ؟ هر دو محتمل است . و [ بنابر اين دو اصطلاح ] آن چه در بيش تر مردم مشاهده مىشود كه به خير بودن برخى امور حكم مى كنند اما آن ها را به جا نمى آورند ، و يا به شر بودن امورى حكم مى كنند ليكن با ولع تمام به آن ها مى پردازند ، [ اين رفتارشان بر خلاف حكم عقل شان ] دلالت مىكند كه اين حالت « 1 » غير از علم به خير و شر است . و آن چه از بررسى حديث هاى منتسب به ائمه ابرار سلام الله عليهم ، براى ما روشن شده ، اين است كه خداوند در وجود هر شخصى از اشخاص مكلّف ، يك قوّه و يك استعداد شناخت امور از مضارّ و منافع و غيره ، خلق كرده است . قوهّ اى كه افراد در دريافت آن و داشتن آن تفاوت هاى فراوانى با هم دارند « 2 » كه حداقل درجات آن مناط تكليف است . و هر كس با وجود همين حداقل ، از مجنون ها متمايز مىشود . « 3 » و مطابق اختلاف درجات قو عقل در افراد ، تكليف آنان نيز متفاوت مىشود به هر ميزان كه اين قوه كاملتر باشد به همان مقدار تكليف او بيشتر و سنگين تر مىشود . قو عقل در هر كسى به حسب استعداد او به وسيله علم و عمل كامل مىشود ؛ به هر قدر كه در تحصيل آن چه برايش از علوم حقّه مفيد است تلاش كند و به آن عمل كند ، قو عقلش

--> ( 1 ) - يعنى عقل غير از علم است - اين گونه افراد در اين گونه موارد ، عقل به خير و شرّ دارند اما علم به آن ها ندارند . تشخيص عقل ملاك تكليف ، ثواب و عقاب است . و اگر كسى به شر بودن چيزى ، هم شناخت عقلى داشته باشد و هم شناخت علمى ، با اين همه باز مرتكب آن شود ، بدتر مىشود و مصداق « شقى » . ( 2 ) - عقل به طور يكسان به همگان داده نشده بل كه با درجات مختلف داده شده . ( 3 ) - جمله اخير تعريف حداقل عقل است ؛ يعنى فردى كه به مقدارى عقل دارد كه مصداق مجنون نباشد او حداقل عقل را دارد و مكلف است .