السيد الطباطبائي
264
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بررسى : 1 - ابتدا لازم است به لفظ « جُبِلَ « 1 » » كه در كلام مجلسى آمده توجه شود ؛ اين لفظ كه « جبل » به معنى كوه هم از آن آمده ، كاربرد هاى متعددى دارد از قبيل ( با صيغه معلوم ) : ساخت ، به بار آورد ، انباشت ، قالب ريزى كرد ، جمع كرد . بديهى است نظر به اين كه لفظ « اجتماع » در متن حديث آمده ، مراد مجلسى ( ره ) همين معنى اخير است كه در صيغه مجهول ، به معنى « آن چه عقول مردم به آن جمع شده است » مى باشد كه بنده به « مورد اجماع هم عقول » ترجمه كردم . 2 - درنظر مجلسى ، مى توان محور سخن را يكى از دو موضوع دانست : الف : آن چه در واقعيت زيست تاريخى بشر ، رخ داده و هست . و امام ( ع ) به محور همين واقعيت تاريخى ، سخن مى گويد . اين وجه اول است . و مجلسى در اين وجه جبل را به معنى جمع شده ، آورده است . ب : فطرت و چگونگى دورنى انسان در آفرينش : انسان ها فطرتاً موحّد آفريده شده اند . در اين صورت محور سخن امام ( ع ) فطرت مىشود . اين ، وجه دوم است . و مجلسى در وجه دوم لفظ جبل را نياورده است . به عبارت ديگر : مجلسى در وجه اول ، پيام حديث را در بستر جامعه شناسى و تاريخ مى بيند . و در وجه دوم ، پيام حديث را در بستر انسان شناسى مى بيند و اين دو ، دو علم جدا هستند . گرچه هر دو از علوم انسانى هستند . بنابراين ، اين دو وجه نه تنها در مقام دقت ، به يك معنى نيستند بل كه به حسب دقّت بيش از پيش از همديگر فاصله مى گيرند . ظاهراً مرحوم طباطبائى ، جبل را كه در وجه اول آمده به معنى آفريد و قالب ريزى كرد ، گرفته كه خداوند فطرت انسان ها را موحّد آفريده است . درست است در اين صورت هر دو وجه ، نه تنها به حسب دقت بل در ظاهر عبارت نيز
--> ( 1 ) - جُبِلَ - اگر آن را با صيغ مجهول بخوانيم . و مى توان آن را « جَبَلَ » با صيغه معلوم خواند بتقدير فاعل ، خدا .