السيد الطباطبائي
260
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بررسى : 1 - بديهى است كه مراد علامه مجلسى ابتدا نفى تأثير مستقل نجوم است . سپس به طور ويژه تأثير نجوم را در سرنوشت انسان ها ( مواليد و نحوست سعادت مردم ) نفى مىكند ، هم تاثير مستقل شان و هم تاثير غير مستقل شان را . اين كه در برخى از روايات مى بينيم كه مثلًا مى گويد : در فلان شرايط ماه ( قمر در عقرب ) فلان كارها را نكنيد ، فقط دربار ماه است نه دربار اجرام ديگر . و اين نيز به خاطر اين است كه اوضاع ماه در كره زمين تاثير دارد كه مشخص ترين آن جذر و مد است و همين طور رشته كوه هاى مهم جهان در محاذات مدار كره ماه است ، چشمه ها در محاذات ماه تغيير موقت مى يابند ، حتى در مغز و اعصاب ، روح و جسم انسان تاثير دارد . و لذا روزه اول ماه ، وسط ماه و آخر آن مستحب است و . . . مراد مجلسى ( ره ) نفى آن تاثيراتى است كه در فنّ و باصطلاح علم نجوم قديم بوده و نفى خرافات آن است . 2 - اگر مراد مرحوم طباطبائى ( ره ) از « رابطه سببيّت و مسببيّت » آن است كه در فلسفه ارسطوئى آمده و ابن سينا در شفاء مى گويد : هر چه در زمين رخ دهد ، بايد ابتدا در فلان فلك سپس در فلك پائين تر از آن تا برسد به فلك اول ، يك به يك رخ دهد و حادث شود ، سپس در زمين رخ دهد ، چنين رابط سببّيت و مسببيّت ، افسانه و خرافه اى بيش نيست و شايد علامه بزرگوارطباطبائى اين نوع سببيّت را در نظر ندارد . اما اگر مراد از سببيّت اين باشد كه هر چيز در اين جهان از آن جمله نجوم و كرات ، بى نقش نيستند و هر كدام در نظام اين جهان داراى نقشى هستند ، كاملًا فرمايش صحيحى است ، ليكن توضيح واضحات است . كرات نيز مانند هر چيز ديگر ، عمرى دارند ، به وجود مى آيند ، متلاشى مى شوند و . . .