السيد الطباطبائي

244

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ترجم حديث : ( سطرى از توحيد مفضل ) امام ( ع ) گفت : حمد ، تسبيح ، تعظيم و تقديس ما بر اسم اقدم كه نور اعظم و و الا و دانند همه چيز و داراى جلال و اكرام است . . . . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : گويا مراد از اسم در « اسم اقدم » ، مسمّى باشد . يا مراد از اسم اقدم آن اسم است كه خداوند پيش از اسماء ديگر ، آن را ظاهر كرده و در لوح محفوظ ثبت كرده است . يا مراد آن اسم است كه مخصوص ذات خداوند است ( نه اسم صفات او ) و اين اسم از نظر اهميت ، سابق ترين و شريف ترين اسم خداوند است ، چنان كه از آثار ظاهر مىشود . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : مراد از اسم ، مسمّى است ليكن نه آن طور كه ( مجلسى ) رحمه الله گفته و منظورش از مسمّى « ذات خداوند » است . بل همانطور كه حديث هاى آينده در باب « اسماء الحسنى » دلالت دارند ؛ اسماء ، حاكى از مصداق مناسب خود ، هستند . و خود مصداق ، اسم است بر ذات ( عزّت اسمائه ) . و اسم ها كه با لفظ تلفظ مى شوند ، در حقيقت اسم هاى اسم ها هستند . ليكن آن مرحوم ( مجلسى ) حديث هاى مذكور ( در باب اسماء الحسنى ) را از متشابهات دانسته ، لذا در اين جا و امثالش ، ناچار شده اين گونه به تكلّف بپردازد . اما دو معناى ديگر ( دو احتمال دوم و سوم كه مجلسى داده ) واضح الفساد هستند . چگونه ممكن است صحيح باشند در حالى كه امام ( ع ) آن اسم اقدم را با « ذِي الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَام » توصيف كرده ، پس از آن كه « والنّور الاعظم » را بر آن اسم اقدم عطف كرده است . پس تأمّل كن در اين مطلب . بررسى : براى روشن شدن كلام هر دو بزرگوار لازم است به يك مقدمه ، توجه شود : مقدمه : آن چه بايد پرستيده شود و آن كه بايد عبادت شود ، كيست ؟ :