السيد الطباطبائي

225

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بايد افزود تنها اين حديث نيست حديث هاى ديگر نيز دربار هر سه مسئله ، هست . و بالاتر از آن ، خود قرآن به اين واقعيت توجه مىدهد . آن جا كه سخن از خلقت آدم مى گويد . مى فرمايد : فرشتگان با تعجب پرسيدند : آيا موجودى را در زمين مى گذارى كه در زمين فساد خواهد كرد و خون ها خواهد ريخت ؟ ! خداوند در پاسخ شان فرمود : من مى دانم چيزى را كه شما نمى دانيد . آن گاه كه خلقت آدم كامل شد ، و اسم ها را به آدم ياد داد ، فرمود : اى آدم اسم هاى اين اشياء را بگو . وقتى كه آدم به شمردن اسم ها پرداخت و آن ها را به زبان آورد ، فرشتگان گفتند : خدايا تو سبحانى ؛ پاك و منزّه هستى و ما نمى دانيم مگر آن چه كه خودت به ما ياد داده اى . در كتاب « تبيين جهان و انسان » « 1 » بر اساس حديث ها ، شرح داده ام كه خداوند استعداد و توان نامگذارى را به آدم داده بود و اين بود فرق آدم با موجودات دو پاى ما قبل خودش . انواع و گونه هاى مختلف « بشر » در روى زمين به وجود آمده و منقرض شده بودند ، اما ذهن شان ( مغزشان ) استعداد نامگذارى را نداشت و اساساً فاقد روح فطرت بودند تنها دو روح نباتى و غريزى داشتند ، خداوند بر آدم كه سر سلسل نوع اخير و نوع حاضِر بشر است روح سوم بنام روح فطرت ، دميد ( وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ) كه منشأ زبان ، منشأ جامعه ، منشأ تاريخ ، منشأ اخلاق ، منشأ حقوق ، منشأ خط ، منشأ خانواده و منشأ گريه و خنده ، همين روح سوم است . و در بيان و ادبيات قرآن و اهل بيت ( ع ) به بشرهاى پيش از آدم ، « انسان » گفته نشده ، اين اسم و عنوان تنها به آدم و نسل او اطلاق شده است . شرح كافى اين مباحث در همان كتاب .

--> ( 1 ) - سايت بينش نو . www . binesheno . com