السيد الطباطبائي

211

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و مرسل بودن سند اين دو رساله ، ضررى ندارد زيرا در انتساب به مفضّل ، اشتهار دارند ، و گواهى داده است بر اين ، سيد بن طاووس و غير او . و نيز ضعف محمد بن سنان و خود مفضل ، ضررى ندارد ، چون ضعف آن ها پذيرفته نيست بل از حديث هاى زياد ، جلالت و علوّ مقام آن دو ، معلوم مىشود . « 1 » با اين كه متن رساله ها خود دو شاهد صدق بر صحت شان است . و نيز اين دو رساله به برهان هائى شامل هستند كه نيازى به صحت سند ندارند . ( سخن درست و صحيح علمى نيازى به سند ندارد ) . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اما متن حديث اول كه به « توحيد مفضل » مشهور است ، با عمد حديث هائى كه از ائمه اهل بيت عليهم السلام روايت شده اند ، مطابقت دارد رواياتى كه با معارف كتاب عزيز ( قرآن ) مطابقت دارند . و ادلّه اى كه اين رساله بر آن شامل است برهان هاى تامّ هستند و غبارى بر آن ها نيست . و اما حديث اهليلجه ، خلاص آن چه در آن هست ( سه مطلب است : ) اثبات حجّية عقل و عدم كفايه حواس در احكام . اثبات وجود صانع متعال از طريق سببيّت . اثبات يكى بودن ( توحيد ) خدا از طريق نظام واحد تدبير ( ى كه در نظام كائنات به كار رفته است ) . و در صحّت اين ها نه از جهت عقل شكّى هست و نه از جهت مطابقت با ديگر نقل ها ( از آيات و احاديث ) . ليكن برخى توضيحات در آن هست كه نه شاهدى از عقل بر آن ها هست و نه از نقل . بل واقعيت امر ، بالعكس است ( يعنى از عقل و نقل بر عليه آن توضيحات ، شاهد هست ) . مانند آن چه در آن رساله آمده كه « منشأ علوم هيئت و احكام نجوم ، وحى است » . و همچنين

--> ( 1 ) - مفضل بن عمر ، رجوع كنيد : معجم الرجال خوئى ( ره ) ج 19 ص 315 تا 330 - محمد بن سنان ؛ همان ج 17 ص 160 تا 172 .