السيد الطباطبائي

193

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

اين يك اصل انسان شناسى قرآن است كه هيچ انسانى نمى تواند وجود خدا را انكار كند . براى انسان « انكار خود » آسان تر از « انكار خدا » است . اگر كسى خدا را انكار كند يا خود فريبى مىكند يا دگر فريبى . از آن جمله است ابن ابى العوجاء . به همين دليل ، هرگز قرآن در مقام اثبات وجود خدا نيامده و هر چه بيان كرده دربار نفى شرك است . حتى آيه « أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » » تنها آيه اى است كه در نظر بدوى گمان مىشود موضوعش شكّ در وجود خدا است . اما با توجه به آيه هاى ما قبل و ما بعد آن ، معلوم مىشود كه شك در توحيد ، مورد نظر است نه شكّ در وجود . دو : از جانب ديگر ، خود ابن ابى العوجاء معنائى براى مصنوع ، در ذهن دارد كه مى گويد من مصنوع نيستم . سه : امام درون او را به روى او مى كشد و مى گويد : اگر مصنوع بودى چگونه بايد مى بودى ؟ نتيجه : ابن ابى العوجاء همه ويژگى هاى مصنوع را در خود مشاهده مىكند . بدين سان براى خودش معلوم و ثابت مىشود كه در انكار صانع ، خود فريبى مىكند يا دگر فريبى . لغت : تنبيه : آگاه كردن . طرف را به آن چه كه هست آگاه كردن . - در اين جا به معنى : آگاه كردن طرف به آن چه كه در درون خودش هست ، مى باشد . اين است بيان علامه مجلسى از منطق و استدلال امام صادق ( ع ) در اين حديث ، كه تكميل آن در همين مبحث خواهد آمد . علامه طباطبائى مى فرمايد : 1 - مخفى نماند : حديث در جهت تنبيهى كه مجلسى گفته ، نيست .

--> ( 1 ) - آيه 10 سوره ابراهيم .