السيد الطباطبائي

188

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بررسى : شرح دربار سخن علامه مجلسى : مطابق آيات قرآن و احاديث از آن جمله حديث معروف و نامدار و مشهور موسوم به « حديث رفع » قاعد كلّى داريم بدين صورت : كسى كه مقصّر است مؤاخذه مىشود و كسى كه قاصر است هيچ مواخذه اى متوجه او نخواهد بود . قاصر : يك فرد مسيحى كه در يك محيط مسيحى متولد مىشود با فرهنگ و تربيت همان محيط بزرگ شده و عمرى به سربرده ، از دنيا رفته است . نه اسلام به او تبليغ شده و نه به قدر كافى اطلاعاتى از اسلام به او رسيده است . اگر او مطابق دين منسوخ خودش ، فرد صالحى باشد ، به بهشت خواهد رفت . همين طور است هر شخصى كه با همين شرايط پيرو هر آئينى بوده باشد . تنها اعتقاد به توحيد براى او كافى است . اما توحيد لازم است . زيرا توحيد يك امر فطرى است و نيازمند ابلاغ و تبليغ نيست . اما نبوت و ديگر اصول ، فطرى محض ، نيستند . به چنين كسى اصطلاحاً « قاصر » گفته مىشود . مقصّر : مقصر كسى است كه در دين و امور دينى خود تقصير كرده باشد ، كه بر دو نوع است : 1 - مقصر در اصول : اين نوع فقط به محور « نظرى » و اعتقادات است . 2 - مقصر در فروع كه به محور « عملى » و انجام احكام شرع است . موضوع بحث در اين جا ، نوع اول است . يكى از اصول ، امامت است . مسلمانانى كه به امامت اعتقاد ندارند ، آيا به بهشت مى روند يا نه ؟ - ؟ بديهى است كه اگر قاصر باشند به بهشت خواهند رفت . و اگر مقصّر باشند ، نه . و تقصير درباره اين اصل ، يا با اخلال است و يا با انكار . اخلال : مراد مجلسى ( ره ) از اخلال كنندگان ، « شيعيان وصايتى » است كه از آغاز تا اواسط قرن سوم در كنار « شيعيان ولايتى » بودند . آنان معتقد بودند ( و هنوز هم برخى هستند ) كه :