السيد الطباطبائي

18

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

طباطبائى ( ره ) به كلم « عبارةٌ » در سخن مجلسى ( ره ) توجه كافى نكرده است ، اين لفظ در زبان عرب دو كاربرد دارد حتى در زبان فارسى نيز دو كاربرد دارد از باب مثال « گلبسر عبارت است از خيار » : الف : گلبسر همان خيار است . ب : گلبسر تعبيرى است از خيار . يعنى چون گل خيار معمولًا در سرش مى ماند به اين جهت از آن با گلبسر تعبير مى كنند . مجلسى نمى گويد « بغض همان علم خدا به دنائت مرتب آن فرد است » . مى گويد : « بغض تعبيرى است از علم خدا به دنائت مرتب آن فرد » . مجلسى هرگز نگفته است علم به پستى رتبه را بغض مى گويند ، تا طباطبائى بفرمايد : كسى چنين سخنى را نمى گويد . قاعده : علاوه بر اين كه معناى لفظ « عبارةٌ » در كلام مجلسى « تعبيرى » است و اين نيازمند هيچ استدلالى نمى باشد ، براى بهتر روشن شدن مسئله بايد گفت : مجلسى سخنش را به دو قاعده ادبى استوار كرده است تا مخاطب درباره كلام او دچار اشتباه نشود : الف : به دنبال كلمه « عبارةٌ » ، لفظ « عن » را آورده است نه حرف « مِن » را . اگر حرف « مِن » را آورده بود ، جائى براى برداشت مرحوم طباطبائى بود . مانند آى « فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ » : از رجس دورى كنيد كه همان بت ها باشد . اما حرف « عن » چنين كاربردى ندارد ؛ اگر حرف « من » را از آيه برداريد و به جاى آن حرف « عن » را بگذاريد معنى درستى نمى شود . همانطور در سخن مجلسى اگر مى گفت : « بغضه تعالى عبارة من علمه بدنائة رتبته » ، شايد براى برداشت طباطبائى ( ره ) جائى بود . قاعد دوم : تنوين ( ) در كلم عبارةٌ ، « تنوين وحدت » است و معنى آن « يك » است يعنى « يك عبارتى / يك تعبيرى » . كه مرحوم طباطبائى به هر دو قاعد ادبى توجه نفرموده است .