السيد الطباطبائي
163
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
در اين حديث نيز سخن از تحمّل و عدم تحمّل ، انكار و كفر ، است به ويژه عبارت « فَإِذَا سَمِعْتُمْ مِنْهُ شَيْئاً . . . . وَ إِنْ لَمْ تَحْتَمِلُوهُ وَ لَمْ تُطِيقُوهُ فَرُدُّوهُ إِلَى الْإِمَامِ الْعَالِمِ » : اگر چيزى از سخنان ما شنيديد و نتوانستيد تحمل كنيد آن را بر خود ما برگردانيد تا براى تان روشن كنيم . يعنى تشيع ، شيعه بودن ، و اعتقاد به مقام والاى آنان ، و تحمل برخى از سخنان آنان ، سخت دشوار است . 42 - ير : مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ وَ أَبُو طَالِبٍ جَمِيعاً عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ( ع ) أَنَّهُ قَالَ يَا أَبَا الْفَضْلِ لَقَدْ أَمْسَتْ شِيعَتُنَا وَ أَصْبَحَتْ عَلَى أَمْرٍ مَا أَقَرَّ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ . در اين حديث نيز مى فرمايد « أَمْسَتْ شِيعَتُنَا وَ أَصْبَحَتْ عَلَى أَمْرٍ مَا أَقَرَّ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ . . . » شيع ما شام سحر مى كنند با امرى ( اعتقادى ) كه بر آن ( چنان كه بايد ) اقرار نمى كند مگر ملك مقرّب . . . ، بديهى است كه تشيع شيعيان را مى گويد ، نه مقام توحيد شناسى شيعيان را . بنابراين بحث مشروح ، تفسير مرحوم مجلسى درست است . و بنده بر همين اساس ، در ترجمه حديث ، عبارت ( چنان كه بايد ) را ميان دو پرانتز آوردم . اشكال : مطابق تفسير مرحوم مجلسى مقام عبد مومن كه خداوند به او توفيق داده و ايمانش خالص شده ، از انبياى غير مرسل و ملائك غير مقرّب ، بالاتر مىشود . - ؟ جواب : بلى : مقام برخى مومنان ( مانند سلمان ) از مقام برخى انبياى غير مرسل و نيز از مقام خيلى از فرشتگان ، برتر است . و ملائكه اى در بهشت در خدمت اين گونه مومنان خواهند بود . براى شرح كامل اين مطلب ( بقول علامه طباطبائى ) مجال ديگر لازم است . جمعبندى : در مسئله ، دو موضوع وجود دارد : 1 - مقام والاى ائمه طاهرين در شناخت مراتب توحيد كه همان مقام علمى آنان است . 2 - اعتقاد ديگران به آن مقام والاى ايشان و اقرار كردن و معتقد شدن بر اين مقام شان .