السيد الطباطبائي
143
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
منشأ ديگر نيز براى علم ائمّه ( ع ) نام مى برند : « يُسدَّد يُوفَّق » : امام از طرف خداوند تقويت مىشود و توفيق برايش مى رسد . بنابراين مبناى علامه مجلسى درست است كه علم ائمه ( ع ) را منحصر به وراثت نمى داند . و نيز علم پيامبر ( ص ) را منحصر به وحى نمى داند و به احاديث خلقت رسول خدا و ده ها حديث ديگر توجه دارد ، كه شرح آن ها از موضوع بحث ما خارج است . نتيجه : قرآن تبيان كل شيئ است و پيامبر ( ص ) بيانگر اين تبيان است . و سرچشم « توانمندى اين بيانگرى » متعدد است : استعداد آفرينشى ، راه هاى علم به غيب ، وحى - اعم از وحى خود قرآن و ديگر وحى ها - كه نتيج هم اين طريق هاى علمى اولًا براى آماده بودن و داشتن شرايط دريافت و تحويل گرفتن قرآن ، است و ثانياً براى رسيدن به اعماق پيام همان « تبيان كلّ شيئ » كه قرآن حامل آن است ، مى باشند . رسول اكرم ( ص ) تا پايان عمرش ، هم اين چشمه ها و طريق هاى علمى را داشت . و ائمّه طاهرين ( ع ) به جاى وحى نبوتى ، طريق هاى : قذف در قلب ، نكت در گوش ، تسديد و توفيق ، را داشتند و آخرين شان يعنى امام زمان ( عج ) آن ها را دارد . همه علوم پيامبر ( ص ) كه از طريق هاى مذكور تا آخر عمر مباركش جمع شده بود ، به ائمّه طاهرين ( ع ) به ارث رسيده است . و چون علم پايان ندارد و همچنين « تبيانِ تبيان » ، بنابراين باز بر علم ائمّه ( ع ) افزوده مىشود . همچنانكه پيش از آنان بر علم پيامبر ( ص ) افزوده مىشود . كه باز مى گوئيم و بگوئيم : اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد . توجه : موضوع مبحث شماره 16 كه بلافاصله مى آيد ، همين « يُسدّد و يُوفّق » است .