السيد الطباطبائي
140
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اما ديديم كه مرحوم كلينى ( ره ) عنوان باب را « جهات علم ائمه » گذاشته است و علم آنان را از سرچشمه هاى متعدد مىداند . بنابراين گلوگاه هم اين مباحث ، همان بحث مبنائى است كه آيا علم رسول اكرم ( ص ) منحصر به وحى بوده ، يا خداوند از طريق هاى ديگر نيز علوم را به او اعطا كرده است از جمله طريق تكوينى و آفرينشى و اعطاى استعداد علم برتر در خلقت وجود آن حضرت - ؟ - ؟ به عبارت ديگر : با صرف نظر از وحى ، آيا علم آن حضرت با علم ديگر افراد ( يا با علم نوابغ ) مساوى و يا همسنخ است ؟ يا با صرف نظر از آن چه از وحى گرفته ، خودش نيز داراى علوم وسيعى بوده است ؟ درست است : قرآن « تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ « 1 » » است و علوم همه چيز در قرآن هست . اما رسول خدا مبيّن همان تبيان است « لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ « 2 » » . آيا پيامبر ( ص ) كه بيان كننده قرآن است ، استعداد و توان همين بيانگرى را نيز از قرآن آموخته است ؟ يا خداوند او را به حدى مستعد و توانمند و عالم آفريده بود كه توان تبيانِ تبيان را داشت ؟ روشن است مثلًا كسى كه مى خواهد خانه اى را بسازد ، بنّائى به كار نمى گيرد كه علمى به بنّائى ندارد . هيچ كس كارى را به كسى كه دانش آن را ندارد نمى سپارد ، اگر چنين كارى را بكند غير عقلانى است . قرآن به همين مسئله دربار خداوند تصريح كرده ليكن چون خداوند خالق عقل است و كار او بالاتر از عقل است مى فرمايد « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً « 3 » » : چرا توقع وقار از خداوند نداريد ؟ و خداوند كارى را به كسى كه دانش لازم براى آن كار را ندارد ، واگذار نمى كند . وسعت علم و دانش پيامبر ( ص ) به حدى بوده كه قرآن
--> ( 1 ) - سوره نحل ، آيه 89 . ( 2 ) - سوره نحل ، آيه 44 . ( 3 ) - سوره نوح ، آيه 13 .