السيد الطباطبائي
46
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )
وجود تشكيك ، اين وحدت پيدا مىشد . و در حوزهء علميّهء قم دورههائى از فلسفه چه « أسفار » و چه « شفاء » را تدريس نموده ، و يگانه فيلسوف در عالم اسلام شمرده مىشدند . و حتّى در ساليان اخير يكدوره خارج فلسفه را براى بعضى از طلّاب خصوصى تدريس ، و محصّل و نتيجهء آن را به صورت دو جلد كتاب « بدايةُ الحكمَة » و « نهايةُ الحكمَة » تهيّه و در معرض استفادهء عموم قرار دادند . در اينكه ايشان تنها متخصّص فلسفهء شرق در تمام عالم بودهاند بين دوست و دشمن خلافى نيست . گويند : آمريكا قبل از سى سال ، ايشان را بهتر از آنچه ايرانيان شناختند شناخت ؛ و براى آنكه علّامه را به عنوان لزوم تدريس فلسفهء شرق در آمريكا بدانجا برد ، به شاه طاغوتى ايران ( محمّد رضا ) متوسّل شد ، و شاه ايران از حضرت آية الله العظمى بروجردىّ رضوانُ اللهِ عليه اين مهمّ را خواستار شد ، و آية الله بروجردى هم پيغام شاه را به حضرت علّامه رسانيدند ؛ ولى علّامه قبول نكردند . بدون ورود در مباحث فلسفيه ، روايات اصوليه قابل فهم نيست بارى ، بر خلاف بسيارى كه معتقدند : در ابتداء خوبست محصّلين كاملًا به اخبار و روايات ائمّهء طاهرين عليهم السّلام اطّلاع پيدا كنند ، و سپس فلسفه بخوانند ؛ ايشان مىفرمودند : معناى اين كلام همان كَفانا كِتابُ اللَه است . روايات ما مشحون از مسائل عقليّهء عميقه و دقيقه و مستند به برهان فلسفى و عقلى است ؛ بدون خواندن فلسفه و منطق و ادراك طريق برهان و قياس كه همان رشد عقلى است ، چگونه انسان مىتواند به اين درياى عظيم روايات وارد شود ؟ و از آنها در امور اعتقاديّه بدون عنوان تقليد و شكّ ، اطمينان و يقين حاصل كند ؟ روايات واردهء از ائمّهء معصومين ، غير از روايات واردهء از اهل تسنّن است ، و غير از روايات و اخبار واردهء در سائر مذاهب و اديان ؛ كه آنها همگى