السيد الطباطبائي

38

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )

مماثل استاد ما حضرت علّامه بودند . و در سبك و روش ، و سعهء صَدر و همّت عالى ، و زندگانى عارفانه و زاهدانه بالمعنى الحقيقى ، و دورى از ابناء زمان و اهل دنيا و توأم با تفكّر و تأمّل و ادراك و بصيرت ، و ربط با حضرت احديّت ، و انس و الفت در زواياى خلوت ؛ و از طرفى قدرت وسيع فكرى ، و شيفتگى بشرع مطهّر و خاندان عصمت ، و ايثار و از خود گذشتگى در خطّ مشى آنان ، و اعلاء كلمهء حقّ ، و خدمت به ابناء نوع از فقراء و مستضعفان نمونهء بارز ، و در خطّهء تبريز و آذربايجان معروف و مشهور ؛ و در بين اهالى آن خِطّه به قَداست و طهارت ، زبانزد خاصّ و عامّ بوده‌اند . و حقّاً دربارهء اين دو برادر چقدر مناسب و زيباست اشعارى كه أبو العلاء معرّى دربارهء سيّد مرتضى و سيّد رَضىّ - در قصيدهء طويله‌اى كه در مرثيهء پدرشان سروده است - انشاد نموده ؛ آنجا كه گويد : أبْقَيْتَ فينا كَوْكَبَيْنِ سَناهُما * فى الصُّبْحِ وَ الظَّلْمآءِ لَيْسَ بِخافِ ( 1 ) مُتَأَنِّقَيْنِ وَ فى الْمَكارِمِ أرْتَعا * مُتَّأَلِّقَيْنِ بِسُؤْدَدٍ وَ عَفافِ ( 2 ) قدَرَيْنِ فى الإرْدآءِ بَلْ مَطَرَيْنِ * فى الإجْدآءِ بَلْ قَمَرَيْنِ فى الإسْدافِ ( 3 ) رُزِقا الْعَلآءَ فَأهْلُ نَجْدٍ كُلَّما * نَطَقا الْفَصاحَةَ مِثْلُ أهْلِ ديافِ ( 4 ) ساوَى الرَّضىُّ الْمُرْتَضَى وَ تَقاسَما * خِطَطَ الْعُلا بِتَناصُفٍ وَ تَصافِ ( 5 ) « 1 »

--> ( 1 ) « شرح التّنوير » بر « سقط الزّند » أبو العلاء معرّى ، ج 2 ، ص 62 ( از طبع بولاق ) : ( 1 ) تو در ميان ما دو ستارهء درخشان از خود بيادگار گذاشتى كه شعاع پرتو آنها در دو وقت صبح روشن و شب تاريك پنهان نيست . ( 2 ) اين دو برادر پيوسته در باغهاى مكارم اخلاق گردش مىكنند ، و از مناظر دلفريب آن خوشايندند . و چون برق درخشان به بزرگوارى و عفّت اشتهار دارند . ( 3 ) اين دو برادر در به هلاكت رسانيدن دشمنان دين ( ببحث و مجادله و مخاصمه ) چون قضاء حتميّهء الهيّه هستند ، كه يكباره بر سر آنان فرود آيند . و در بخشش و عطاء چون باران ريزان ؛ و در زيبائى چهره و سيماى منظر ، چون دو ماه تابانند كه در هنگام سياهى شب ظاهر مىشوند . ( 4 ) در مَجْد و بزرگى بپايه‌اى رسيده‌اند كه هر زمان به فصاحت سخن بگويند ، اهل نَجْد با آن فصاحت و بلاغت ، گفتارشان بمثابهء اهلِ دياف ( كه سخنان ركيك است ) جلوه مىكند . ( 5 ) رضىّ و مرتضى در فضل و شرف يكسان هستند ؛ و مكارم را بين خود تقسيم كرده‌اند . و عقيدهء خود را نيز در استحقاق آنچه را برادر خود از كمالات حائز شده است پاك نموده ؛ و بحقّ او اعتراف نموده‌اند .