السيد الطباطبائي

31

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )

جهات ديگر عالم غيب را مشاهده كرديد ، توجّه ننمائيد ؛ و دنبال عمل خود باشيد ! استاد علّامه مىفرمودند : روزى من در مسجد كوفه نشسته و مشغول ذكر بودم ؛ در آن بين يك حوريّهء بهشتى از طرف راست من آمد و يك جام شراب بهشتى در دست داشت و براى من آورده بود ؛ و خود را به من ارائه مىنمود . همين كه خواستم به او توجّهى كنم ناگهان ياد حرف استاد افتادم ؛ و لذا چشم پوشيده و توجّهى نكردم . آن حوريّه برخاست و از طرف چپ من آمد ، و آن جام را به من تعارف كرد ؛ من نيز توجّهى ننمودم و روى خود را برگرداندم ؛ آن حوريّه رنجيده شد و رفت . و من تا به حال هر وقت آن منظره بيادم مىافتد از رنجش آن حوريّه متأثّر مىشوم . كمالات استاد ، مرحوم قاضى رحمه الله عليه مرحوم قاضى از نقطهء نظر عمل آيتى عجيب بود . اهل نجف و بالاخصّ اهل علم از او داستانهائى دارند . در نهايت تهيدستى زندگى مىنمود با عائلهء سنگين ، و چنان غرق توكّل و تسليم و تفويض و توحيد بود كه اين عائله به قدر ذرّه‌اى او را از مسير خارج نمىكرد . يكى از رفقاى نجفى ما كه فعلًا از اعلام نجف است براى من مىگفت : من يك روز به دكّان سبزى فروشى رفته بودم ، ديدم مرحوم قاضى خم شده و مشغول كاهو سوا كردن است ؛ ولى به عكس معهود ، كاهوهاى پلاسيده و آنهائيكه داراى برگهاى خشن و بزرگ هستند بر مىدارد . من كاملًا متوجّه بودم ؛ تا مرحوم قاضى كاهوها را به صاحب دكّان داد و ترازو كرد ، و مرحوم قاضى آنها را در زير عبا گرفت و روانه شد . من كه در آنوقت طلبهء جوانى بودم و مرحوم قاضى مَرد مُسنّ و پيرمردى بود ، بدنبالش رفتم و عرض كردم : آقا من سؤالى دارم ! شما به عكس همه ، چرا اين كاهوهاى غير مطلوب را سوا كرديد ؟ !