السيد الطباطبائي
15
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )
بارى ، ايشان درس فلسفه را براى ما در مَدرس مدرسه شروع كردند ؛ و با آنكه بنا بود خصوصى باشد ، طلّاب مطّلع شدند و در روز اوّل قريب يكصد نفر مدرس را پر كردند ، و ايشان درس را شروع كردند . در عين حالى كه در بين درس نيز به قدر كافى بحث و گفتگو به عمل مىآمد ، و ليكن بعلّت تراكم جمعيّت صلاح نبود كه اشكالات و ايرادات از سطح معمولى درس بالا رود ؛ بنابراين براى روشن شدن بعضى از مطالب ، پيوسته ما پس از خاتمهء درس تا دَرِ منزل بهمراه ايشان مىرفتيم ، و در راه همواره گفتگو بود . عشق و علاقهء ما به ايشان زياد شد . و چون مردى ساده و بزرگوار و خليق و با حيا و بى آلايش بودند ، عيناً مانند يك برادر مهربان و رفيق شفيق با ما رفتار مىكردند ؛ عصرها در حجره مىآمدند ، و هر روز يكى دو ساعت را علاوه بر درسِ رسمى ، براى ما گفتگوهائى از قرآن مجيد و معارف الهيّه داشتند . علاوه بر درس فلسفه ، يكدوره از هيئت قديم را براى ما درس دادند . « 1 » و
--> ( 1 ) صديق ارجمند جناب حجّة الإسلام آقاى حاج سيّد محمّد على آية الله زادهء ميلانى گفتند : روزى ما در معيّت پدرم و عموهايم يك دُرشكه از تبريز براى دهى كه علّامه در آن سكونت داشت ( شادآباد و يا غير آن ) گرفته و سوار شده و مىرفتيم . و قبلًا عموهايم با پدرم سخن از قبله به ميان آورده بودند و هنوز قبله نماى رزم آرا به ميان نيامده بود . در بين راه كه درشكه مىرفت ، عموهايم به پدرم گفتند : اين شخص مگرچه شخصيّتى است كه شما با درشكه از تبريز به سوى او و به آن ده مىرويد ؟ ! پدرم گفت : همان كسى است كه در حلّ اين مسائل ( قبله كه قبلًا مورد سخن بوده است ) استاد و فريد است . و در غالب از موارد و اوقات ، مرحوم پدرم مىگفت : « علّامهء طباطبائى علومى دارد كه ما نداريم . » و منظور پدرم از آن علوم ، علوم باطنى و غيبى بوده است .