السيد الطباطبائي
6
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )
و جوهرهء ايمان و يقين را بجان و دل خود مسّ كردند . و آنچه را خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند ، نرم و ملايم و هَنجار انگاشتند . و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند ، انس گرفتند . فقط با بدن خاكى خود ، همنشين دنيا شدند ؛ با روحهائى كه به بلندترين قُلّه از ذِروهء قدس عالم ملكوت آويخته بود . ايشانند در روى زمين جانشينان خدا ؛ و داعيان بَشر بسوى دين خدا . آه ، آه ، چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم . » اين فقرات را أمير المؤمنين عليه السّلام در شرح حال علماى بالله كه حجّتهاى الهيّه در روى زمين هستند بيان مىكند . آنان كه آيات إلهيّه و بيّنات ربّانيّه را از اندراس و كهنگى و بطلان مصون داشتند . آنان كه تعدادشان بسيار اندك ، و قدر و منزلتشان بسيار بزرگ است . آنان كه خداوند ، حُجَج و بيّناتش را بوسيلهء آنها حفظ فرمايد ؛ تا اينكه در همطرازان خود به امانت بسپارند ؛ و در دلهاى اشباه و أمثال خود كشت كنند . اگر حقّاً بخواهيم يكى از افرادى را نشان دهيم كه مصداق و معيار اين كلام حضرت باشد ، علّامهء طباطبائىّ در طراز اوّل قرار دارد . آن مردى كه پناه حوزهء علميّه بود ؛ پناه طلّاب و محصّلين ، پناه علم و معرفت ، پناه اخلاق و ادب ، پناه ايمان و ايقان ، پناه گذشت و ايثار ، پناه تحمّل و استقامت . مردى كه با فقدان او جهان علم و معرفت در سوك نشست ، و در ماتم او گَرد غم و اندوه بر سيما و چهرهء اهل فضل . مردى كه در فقدان او عالم علم و ادب احساس كمبود نمود ؛ چون