السيد الطباطبائي

3

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )

مقدمه طبع دوم أعوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم بسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيم وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الآنَ إلَى قيامِ يَوْمِ الدّينِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَهِ الْعَلىِّ الْعَظيم چون پس از ارتحال حضرت آية الله استادنا العلّامة رضوانُ الله تعالَى عليه ، افرادى از حوزهء مقدّسهء علميّهء قم به ارض اقدس رضوى مشرّف شده و از ناحيهء مجمعى ، از حقير خواستار شدند تا آنچه را از آنحضرت مىدانم در يادنامه‌اى درآورم تا با مجموعهء يادنامه‌هاى دگران در يك مجموعه طبع و تقديم گردد ، و اينجانب كتاب « مهر تابان » را بطور تفصيل و مشروح نوشته بودم و تقريباً در شرف اتمام بود و قسمت اعظم از آن را به طبع داده بودم كه بتدريج تا چند هفتهء ديگر بقيّهء اجزاى آن تحت طبع مىرفت ؛ لهذا با وجود اين اثر ، ديگر يادنامهء جداگانه بطور مشروح مورد نداشت . امّا چون در وقت مراجعت خواستند كه هم اكنون كه « مهر تابان » تحت طبع است ، سزاوار است چند صفحه دربارهء حضرت علّامه از حقير ترقيم افتد تا با آن مجموعه معاً ثبت و طبع گردد ، اينجانب دعوتشان را اجابت نموده ، صفحات ذيل را تحرير و برايشان به قم ارسال داشتم ، امّا به علّت نامعلومى در ضمن آن مجموعه طبع نشد . اينك كه هنگام طبع دوّم از « مهر تابان » است ، مطالب محرّره ، در اينجا آورده مىشود تا مجدّداً ذكرى و تجديد عهدى با حضرت استاد أسكنَه اللهُ بُحبوحَةَ جَنّاتِه به