السيد الطباطبائي
70
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
است كه حضرت فرمودند : خالصا مخلصا ليس فيه شىء من عبادة الأوثان . « 1 » در اين روايات ملاحظه مىشود كه پاكى دل از زنگار كدورتهاى طبيعت و هوا و هوس و ايمان به خدا و فطرت توحيدى ، همان روشنى و نور باطن است كه منبع ادراك قلب و گرايش وجدان بعوالم ملكوت و جبروت و لاهوت مىباشد . پس از مجموعهء آنچه ذكر شد ، استفاده شد كه هر دو كانون از ادراك در انسان موجود ؛ و هر دو لازم است هم كانون تفكّر عقلىّ و هم كانون احساس و عواطف و شهود قلبىّ و وجدانىّ . شهود قلبىّ موجب ايمان و ربط انسان از حقيقت و واقعيّت خودش بذات بارى تعالى شأنه مىباشد و بدون آن هزار گونه تفكّرات عقليّه و فلسفيّه و ذهنيّه او را خاضع و خاشع نمىنمايد ؛ و پس از يك سلسله استدلالهاى صحيح بر اساس برهان صحيح و قياسات صحيحه باز تزلزل روحى و وجدانى موجود ؛ و هرگز از سراى انسان رخت بر نمىبندد و او را بعالم آرامش و اطمينان و سكينه نمىرساند . تفكّر عقلىّ موجب تعادل و توازن عواطف و احساسات باطنى مىشود ؛ و جلوى گرايشهاى متخيّلانه و واهمههاى واهيه را مىگيرد ؛ و آن شهود و وجدان را در مسير صحيح جارى مىسازد . اگر تفكّر عقلىّ نباشد آن شهود از مجراى صحيح منحرف مىگردد ؛ و ايمان به موهومات و متخيّلات مىآورد و در اثر مواجهه با مختصر چيزى كه قلب را جذب كند ، مجذوب مىشود ؛ و پيوسته بدان مبتلا و دچار مىگردد . و از آنچه ذكر شد مىتوان نزاع بين عقل و عشق و تقدّم هريك را بر ديگرى به خوبى دريافت كه اصل اين نزاع بىمورد است ؛ وظيفهء عشق و وظيفهء عقل دو وظيفه جداگانه و متمايز و هريك در صف خاصّ و مجراى بخصوصى قرار دارند ؛ و در دو موطن و دو محلّ از ادراك متمكّن هستند ؛ و هر دو لازم است و اعمال هريك را در صورت ضايع گذاشتن و مهمل نهادن ديگرى غلط است . شرع نيز هر دو موضوع را تقويت مىكند ؛ و به مدد هر كدام كه ضعيف گردد
--> ( 1 ) اصول كافى طبع حروفى ج 2 ص 15 ترجمه : آن دلى كه خالص و مخلص باشد ؛ و در آن هيچچيزى از عبادت بتها نبوده باشد .