السيد الطباطبائي
59
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
اخلاقى و روحىّ ، علاوه بر جنبههاى علمى هستند ، چون ملازم با تصديق شخصيّت و استقلال امور آنهاست ؛ خوددارى شود . و بافراد بىسواد و بىاحتياط و متجرّى ، بعنوان جباية و جمعآورى سهم امام اجازههاى طويله و مطوّله و ملقّب بالقاب و آداب داده شود ؛ كه مركز حكمرانى از مقرّ خود تكان نخورد و در وصول آن بدست افراد غير واجد شرائط ، كه در مزاياى روحىّ و اخلاقىّ از سطح معمولى مردم پائينترند ، بملاك ادّعاى علم و اعلميّت و فقه و افقهيّت و ورع و اورعيّت خللى پديدار نگردد . فيا للاسف بهذه السّيرة الرّديّة المردية المبيدة للعلم و العلماء و الفقه و الفقهاء و چون بهآنها گفته شود : بچه دليل ؟ بچه آيه ، بچه روايت ، شما مىگوئيد : سهم امام مقلّد بايد بدست مرجع يا نائب او بخصوصه برسد ؟ در كدام كتاب فقه و خبر و تفسير چنين مطلبى را ديدهايد ؟ اين چه سنّتها و بدعتهائى است كه مىنهيد ؟ مىگويند : فلان و به همان گفتهاند . شما كه ادّعاى اجتهاد مىكنيد ! چرا در اينجا فقط مقلّد صرف فلان و به همان شدهايد ؟ علّامه استاد ، زندگانى بسيار ساده و بىتجمّل در حدّ اقل ضرورت زندگى داشتند ؛ و با وجود كسالت قلبى و كسالت اعصاب و كبر سنّ ، فقطّ و فقطّ بعلّت حمايت از دين ، و نشر فرهنگ اسلام ؛ براى ملاقات و مصاحبه با آن مستشرق فرانسوى ، هر دو هفته يكبار بطهران مىآمدند ؛ و اين رفت و آمد نيز مستلزم رنجهائى بود . اينست وضع زندگى يك فيلسوف شرق ؛ بلكه يگانه فيلسوف عالم با آنكه آنطور كه بايد ما از وضع داخلى آن بزرگ مرد پرده بر نداشتيم ؛ زيرا معتقديم بحث در اين گونه امور سزاوار مقام عفّت و شرف نيست . اينست زندگانى اولياى خدا : صبروا أيّاما قصيرة ، أعقبتهم راحة طويلة « 1 » يكايك از صفات و نعوت متّقيان كه مولى الموالى امير مؤمنان عليه السّلام دربارهء آنان در خطبهء همّام بيان مىفرمايند ، در اين مرد الهى مشاهده و محسوس و ممسوس و ملموس بود : أرادتهم الدّنيا فلم يريدوها ؛ و أسرتهم ففدوا انفسهم منها « 2 »
--> 1 و 2 از فقرات خطبهء همّام است كه خطبهء 191 از نهج البلاغه است : ايّام كوتاهى در دنيا به مشقّت و سختى با