السيد الطباطبائي
19
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
با خداى خود مراوده دارند . ولى چون مرحوم قاضى بنجف آمدند در تحت تربيت مرحوم آية الحقّ آقاى سيّد احمد كربلائى طهرانى قرار گرفتند و با مراقبت ايشان طىّ طريق مىنمودهاند . مرحوم قاضى نيز ساليان متمادى ملازم و همصحبت مرحوم عابد زاهد ناسك وحيد عصره حاج سيّد مرتضى كشميرى رضوان اللّه عليه بودهاند البته نه بعنوان شاگردى ؛ بلكه بعنوان ملازمت و استفاده از حالات ؛ و تماشاى احوال و واردات و البتّه در مسلك عرفانيّه بين اين دو بزرگوار تباينى بعيد وجود داشته است . امّا طريقهء تربيت آية الحقّ آقاى سيّد احمد كربلائى طبق رويّهء استادشان مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى ، معرفت نفس بوده و براى وصول به اين مرام ، مراقبه را از اهمّ امور مىشمردهاند ؛ و آخوند شاگرد آية الحقّ و فقيه عاليقدر مرحوم آقا سيّد على شوشترى است كه ايشان استاد شيخ مرتضى انصارىّ در اخلاق و شاگرد ايشان در فقه بودهاند . [ كمالات استاد قاضى رحمة الله عليه ] مرحوم قاضى شاگردان خود را هريك طبق موازين شرعيّه با رعايت آداب باطنيّه اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال بطريق خاصّى دستورات اخلاقى مىدادند ؛ و دلهاى آنان را آماده براى پذيرش الهامات عالم غيب مىنمودند . خود ايشان در مسجد كوفه و مسجد سهله حجره داشتند ؛ و بعضى از شبها را به تنهائى در آن حجرات بيتوته مىكردند ؛ و شاگردان خود را نيز توصيه مىكردند ؛ بعض از شبها را به عبادت در مسجد كوفه و يا سهله بيتوته كنند ؛ و دستور داده بودند كه چنانچه در بين نماز و يا قرائت قرآن و يا در حال ذكر و فكر براى شما پيش آمدى كرد ؛ و صورت زيبائى را ديديد ؛ و يا بعضى از جهات ديگر عالم غيب را مشاهده كرديد ؛ توجّه ننمائيد ؛ و دنبال عمل خود باشيد ! استاد علّامه مىفرمودند : روزى من در مسجد كوفه نشسته و مشغول ذكر بودم ؛ در آن بين يك حوريّهء بهشتى از طرف راست من آمد و يك جام شراب بهشتى در دست داشت ؛ و براى من آورده بود ؛ و خود را به من ارائه مىنمود ؛ همينكه خواستم به او توجّهى كنم ناگهان ياد حرف استاد افتادم ؛ و لذا چشم پوشيده و توجّهى نكردم ؛ آن حوريّه برخاست ؛ و از طرف چپ من آمد ؛ و آن جام را به من تعارف كرد ؛ من نيز توجّهى ننمودم و روى خود را برگرداندم ؛ آن حوريّه رنجيده شد و رفت ؛ و من تا به حال هر وقت آن منظره به يادم مىافتد از رنجش آن حوريّه متأثّر مىشوم .