السيد الطباطبائي
16
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
سى و شش سال است كه مىگذرد و عجيب است تساوى و توازن مدّت عمر علّامه با استادشان مرحوم قاضى ؛ چون مدّت عمر مرحوم قاضى هشتاد و يك سال بود ؛ و مدت عمر علّامه نيز هشتاد و يك سال است . ايشان در سنهء يكهزار و سيصد و بيست و يك هجريه قمريّه متولّد شدهاند ؛ و در صبح يكشنبه هيجدهم محرّم الحرام سنهء يكهزار و چهارصد و دو هجريّه قمريّه سه ساعت به ظهر مانده رحلت كردهاند ؛ و بنابراين مدّت عمرشان نيز هشتاد و يك سال است ؛ مانند مدّت عمر رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم و وصيّشان امير المؤمنين صلوات اللّه عليه كه هر دو شصت و سه سال مىباشد . استاد علّامه مىفرمودند : چون بنجف اشرف براى تحصيل مشرف شدم ؛ از نقطهء نظر قرابت و خويشاوندى و رحميّت گاهگاهى بمحضر مرحوم قاضى شرفياب مىشدم ؛ تا يك روز در مدرسهاى ايستاده بودم كه مرحوم قاضى از آنجا عبور مىكردند ؛ چون به من رسيدند دست خود را روى شانه من گذاردند و گفتند : اى فرزند ! دنيا مىخواهى نماز شب بخوان ؛ و آخرت مىخواهى نماز شب بخوان ! اين سخن آنقدر در من اثر كرد كه از آن ببعد تا زمانى كه به ايران مراجعت كردم پنج سال تمام در محضر مرحوم قاضى روز و شب بسر مىبردم ؛ و آنى از ادراك فيض ايشان دريغ نمىكردم ؛ و از آنوقتى كه به وطن مألوف بازگشتم تا وقت رحلت استاد پيوسته روابط ما بر قرار بود و مرحوم قاضى طبق روابط استاد و شاگردى دستوراتى مىدادند و مكاتبات از طرفين بر قرار بود . ايشان مىفرمودند : ما هر چه داريم از مرحوم قاضى داريم . مرحوم قاضى از مجتهدين عظام بود ؛ ولى مقيّد بودند كه در منزل خود درس بگويند ؛ و دورههائى از فقه درس دادهاند ؛ و نماز جماعت را نيز براى شاگردان خود در منزل اقامه مىنمودهاند ؛ و نماز ايشان بسيار باطمأنينه بود ؛ و طول مىكشيد ؛ و پس از نماز مغرب كه در اوّل استتار شمس تحت الافق اقامه مىكردند تا وقت عشاء به تعقيبات مغرب مىپرداختند ؛ و قدرى طول مىكشيد . در ماه مبارك رمضان شاگردان براى ادراك نماز مغرب به جماعت ايشان مىرفتند ؛ و چون بعضى تا ذهاب حمرهء مشرقيّه از سمت الرّأس مبادرت به نماز نمىكردند ، لذا از ايشان تقاضا مىكردند كه قدرى صبر كنند ؛ و ايشان هم صبر مىكردند ؛ ولى سماور