السيد الطباطبائي

12

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

عرفانىّ و فلسفىّ خود را مجهز و در اين مكاتبات براى ابطال مدّعاى خصم خود قيام نموده‌اند . علّامه طباطبائى نيز بنا بود بعنوان محاكمات بر هريك از اين نامه‌ها تذييلى بنويسند ؛ و تا تذييل ششم را مرقوم داشتند ؛ ولى تتمهء آنها ناتمام ماند . حقير چون براى ادامه تحصيل بنجف اشرف مشرّف شدم ؛ ايشان ديگر آن تذييلات را تمام نكردند ؛ و تا آخر هم ننوشتند ؛ و با آنكه چندين بار در اوقات شرفيابى تقاضاى اتمام آن را نموديم ؛ و وعده مىنمودند ؛ ليك شواغل و مشاغل و كسالت مزاج مجال و حوصله نمىداد ؛ تا برحمت ايزدى پيوستند . بارى حضرت علّامه آيتى بود عظيم ؛ نه تنها از نقطهء نظر فلسفه و احاطه به تفسير قرآن كريم ؛ و نه تنها از نقطهء نظر فهم احاديث و پى بردن بحاق معنى و مراد ؛ چه از روايات اصوليّه و چه از روايات فروعيّه و نه تنها از نقطه نظر جامعيّت ايشان در سائر علوم و احاطه بعقل و نقل ؛ بلكه از نقطهء نظر توحيد و معارف الهيّه و واردات قلبيّه ، و مكاشفات توحيديّه ، و مشاهدات الهيّه قدسيّه ، و مقام تمكين و استقرار جلوات ذاتيّه در تمام عوالم و زواياى نفس . هركس با ايشان مىنشست ؛ و زبان خاموش و سكوت مطلق ايشان را مىنگريست مىپنداشت كه اين مرد در مفكّرهء خود ، هيچ ندارد ؛ ولى چنان مستغرق انوار الهيّه و مشاهدات غيبيّه ملكوتيّه بودند كه مجال تنازل نمىكردند . و عجيب جامعيّت ايشان بود بين تحمّل آن كوههاى اسرار و بين حفظ ظاهر در مقام كثرت و اعطاء حقّ و عوالم و ذوى الحقوق از تدريس و تربيت طلّاب و محصّلين و دفاع از حريم دين و سنّت الهيّه و قوانين مقدّس اسلام و سنگر ولايت كلّيه الهيّه . آيت اللّه علّامه طباطبائى گذشته از جامعيّت در علوم ، جامع بين علم و عمل بود ؛ آن هم عملى كه از تراوشات نفسانيّه صورت گيرد و بر اساس طهارت سرّ تحقق پذيرد ؛ جامع بين علوم و كمالات فكريّه و بين وجدانيّات و اذواق قلبيّه و بين كمالات عمليّه و بدنيّه بود ؛ يعنى مرد حقّى بود كه شراشر وجودش بحقّ متحقّق بود . خطّ نستعليق و شكستهء ايشان از بهترين و شيواترين خطّ اساتيد خطّ بود ؛ گرچه در اين اواخر بعلّت كسالت اعصاب و رعشهء حاصل در دست ؛ دست تكان داشت و خطّ مرتعش بود ولى جوهرهء خطّ حكايت از استادى در اين فنّ را داشت ؛ خودشان