السيد الطباطبائي
78
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
قناعت نمودند . بعضى « 1 » از علماء گفتهاند كه اختلال نظم تفسير از همينجا شروع گرديده و اقوال زيادى درين تفاسير بدون مراعات صحت و اعتبار نقل و تشخيص سند به صحابه و تابعين نسبت داده شده و در اثر اين هرج و مرج دخيل بسيارى بوجود آمده و اعتبار اقوال متزلزل شده است . ولى كسى كه با دقت در روايات معنعن تفسير تدبر نمايد ترديد نخواهد داشت كه دس و وضع در ميان آنها نيز فراوان است ، اقوال متدافع و متناقض به تنها يك صحابى يا تابعى بسيار نسبت داده شده قصص و حكاياتى كه قطعى الكذب است در ميان اين روايات بسيار ديده مىشود اسباب نزول و ناسخ و منسوخى كه با سياق آيات وفق نمىدهد يكى دو تا نيست كه قابل اغماض باشد و از اينجا است كه امام احمد بن حنبل ( كه خود قبل از پيدايش اين طبقه بود ) گفته است : سه چيز اصل ندارند : مغازى و ملاحم و روايات تفسير ، و از امام شافعى نقل شده كه از ابن عباس نزديك به صد حديث فقط ثابت شده است .
--> ( 1 ) اتقان سيوطى جزء 2 ص 190 .