السيد الطباطبائي
61
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
و همچنين خداى متعال درباره وزن وكيل مىفرمايد : « وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا » سوره اسرى آيه 35 ( ترجمه : وقتى كه كيل مىكنيد كيل را ايفاء كنيد - مكيال را درست پر كنيد - و با ترازوى درست وزن نمائيد اين خوب است و از جهت تأويل بهتر مىباشد روشن است كه مراد از تأويل كيل و وزن وضع اقتصادى خاصى است كه در بازار دادوستد در نقل و انتقال حوائج زندگى بوجود مىآيد و « تأويل » به اين معنى خلاف ظاهر كيل و وزن نيست بلكه حقيقتى خارجى و روحى است كه در كالبد كيل و وزن دميده شده و با درستى و نادرستى آنها در آثار خود توانا و ناتوان مىشود . و همچنين در جاى ديگر مىفرمايد : « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ . . . ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا » سوره نساء آيه 59 ( ترجمه : پس اگر در چيزى نزاع داشتيد آن را به خدا و رسول برگردانيد . . . اين خوب است و از جهت تأويل بهتر مىباشد ) پيدا است كه مراد از « تأويل » رد منازعه به خدا و رسول همان پابرجا بودن وحدت جامعه و استوار بودن پيوند روحى در جامعه مىباشد و اين حقيقتى است