سيد على اكبر برقعى قمى

56

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

دودمان عباس لياقت آن را ندارند زيرا از يكطرف وحدت ممالك اسلامى از ميان رفته و در اقطار مهم آن شاهان و امراى با اقتدار فرمانروائى ميكنند و نسبت بمقام خلافت چندان عقيدت‌مند نيستند بلكه در قطر شام بنى حمدان و در قطر ايران آل بويه سلطنت مينمايند و هر دو سلسله شيعه‌اند و در قطر مصر دولت علويين بر پا است كه هر چند در تشيع همسنگ آن دو سلسله نيستند لكن دوستدار آن هستند و از طرف ديگر نفوذ سلاطين آل بويه را مينگريست كه چنان اقتدار دارند كه عزل خليفه براى ايشان كار بسيار آسانيست همچنانكه معز الدوله المكتفى را خلع نمود و المطيع را بر جاى او نشانيد و عضد الدوله المطيع را مجبور بخلع كرد و الطايع را بر جاى او نشانيد و بهاء الدوله الطايع را عزل كرد و القادر را نصب نمود بنابراين رسيدن بمقام خلافت براى شريف رضى چندان دشوار نبود بخصوص كه بهاء الدوله بى اندازه بشريف رضى دلبند بود . از اينها گذشته امراء و وزرائى كه در عصر شريف رضى بودند بيشتر از هر كس به او ارادت ميورزيدند از قبيل وزير ابن ابى الريان و امير ابو الهيجاء حمدانى و ابو الحسن بن فضل مهلبى و ابو حسان مقلة بن مسيب امير نبى عقيل . اين سلسله انديشه‌هاى اساسى بود كه شريف رضى را اميدوار ميداشت و ميگفت . لو كنت اقنع بالنقابة وحدها * لمضضت حين بلغتها آمالى لكن لى نفسا تتوق الى التى * ما بعدها اعلى مقام عال و هم راز درون را چنين ظاهر ميكرد . سيعلمون ما يكون منى * ان مد فى ضبعى طول سن و گاهى آرزوى خود را در آغوش كشيده ميديد و ميگفت و عن قرب سيشغلنى زمانى * برعى الراس لا رعى القروم