سيد على اكبر برقعى قمى
52
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
و الشكر مهر للصنيعة ان * طلبت مهور عقائل النعم همچنانكه سبزهاى بوستان از احسان باران شكر گزارى ميكنند من نيز جود و احسان تو را سپاس ميگويم آرى سپاس است كه نام هر جوانمرديرا جاويد دارد و قدر كرم و بزرگى را ظاهر سازد شكر گزارى مهر نيكو كارى است و عروسان مجلله نعمتها مهر خود را مىطلبند بنابراين كسى چه حق دارد كه بر شريف رضى بر مدايحى كه گفته و آن را بهترين وسيله شكر گزارى دانسته خرده بگيرد ما از خلفا و ملوك چشم مىپوشيم و بدوستان شريف رضى مينگريم مىبينيم شريف رضى در شكرانه يكى از دوستانش چنين گفته است لاى صنايعه اشكر * و فى اى اخلاقه انظر فتى طائب المجد فى بيته * هو السيف و العارض الممطر فتى كالحسام و صوب الغمام * ذا يستهل و ذا يمطر اذا ازدحمت فيه الحاظنا * و قد ضم اعطافه المحضر ترى ان جلبابه لامة * من الباس او تاجه مغفر و اجريت شكرى الى شأوه * فجاء و انفاسه تزهر من ميخواستم در زير عنوانى بخصوص عذر مديحتهائى را كه شريف رضى گفته بخواهم تا دوران بى خبر زبان بطعن چنان دانشمند پاك سرشت پاكيزه نهاد نگشايند و هم اكنون فرصت بدست آورده سطرى چند در پيرامون آن مينگارم و شايد كه در تحت عنوان نظم و نثر وى بخشى ديگر بيارم . من در زير عنوان شكر گزارى مدايحى كه شريف رضى گفته بايسته ميشمرم زيرا بگفته خود شكرى كه پايدار بماند و در ادوار گيتى پاينده باشد بهترين سپاسگزاريها است گذشته از اين مگر نه اينست كه مردان بزرگ كه خوى حسد و كبر در ايشان نيست هر كس كه كار نيكوئى كرده و يا