سيد على اكبر برقعى قمى

8

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

كه در هر مصرع قافيه رعايت شده است . ارباب تراجم لقب اخير را در شمار القاب شريف رضى ذكر نكرده اند و سزد كه آن را سومين لقب آن دانشمند جليل بدانيم و بر آن دو لقب افزوده كنيم . پدر شريف رضى ابو احمد حسين پدر شريف رضى از اعيان رجال و از اعاظم اشراف و نقباء بوده و در دولت بنى عباس و آل بويه مقامى بلند و منزلتى بزرگ داشته چندانكه كارهاى مهم بدست او انجام گرفته است زيرا از يكطرف منصب نقابت علويين داشته و در جميع شئون اين سلسله نظر داشته و در حقيقت رئيس دودمانى بوده كه در نهايت عظمت بوده‌اند و از طرف ديگر ميان خلفا و سلاطين از آل بويه و امراى شام از آل حمدان يگانه سفير بوده و مهمات كشور و ملك به دستش فيصل ميگرفته است تا آنجا كه مورخين عامه ببزرگى و عظمت منزلت و صفات فاضله‌اش اقرار دارند قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين از تاريخ مصر در ترجمت او چنين نقل كرده است . كان الشريف ابو احمد سيدا عظيما مطاعا و كان هيبته اشد هيبة و منزلته عند بهاء الدوله ارفع المنازل و لقبه بالطاهر الاوحد ذو المناقب و كان فيه كل الخصال الحسنة الا انه كان رافضيا هو و اولاده على مذهب القوم يعنى شريف ابو احمد سيدى بزرگ قدر بود و مردم در قيد اطاعتش بودند و مهابتش شديدترين مهابتها بود و در نزد بهاء الدوله بلندترين منزلت را داشت بهاء الدوله او را الطاهر الاوحد ذو المناقب لقب داد و در او تمام خصلتهاى نيكو بود جز اينكه خود و اولادش بمذهب قوم بر طريقت تشيع بودند . ابن ابى الحديد گويد شريف ابو احمد پنج بار منصب نقابت طالبيين را گرفت و بر منصب قابت ببود تا از دنيا برفت و ميان خلفا و سلاطين و امرا سفارت ميكرد و از يمن سفارت و بركت ميانجيگرى و حسن تدبيرش دولتها بر قرار و امور رعايا منظم و اساس آسايش بر قرار بود و در اصلاح هيچ امر