سيد على اكبر برقعى قمى
99
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
كشيد و صمصام الدوله را دستگير نمود و در سال 376 بغداد را فتح كرد و شريف ابو احمد را با اعزاز و احترام بجايگاه خود برگردانيد شريف رضى در آنوقت هفده ساله بود و بشكرانه اين كار قصيدهء در مدح شرف الدوله پرداخت كه مطلعش اينست : احظى الملوك من الايام و الدول * من لا ينادم غير البيض و الاسل شرف الدوله در سال 379 از دنيا برفت و بهاء الدوله بر جاى او بنشست و تا سال 403 سلطنت كرد و پس از بهاء الدوله سلطان الدوله ابو شجاع بر جاى پدر بنشست . بهاء الدوله در سال 381 الطائع للّه را از خلافت خلع كرد و القادر باللّه را بر جاى او بنشانيد و تا سال 422 مدت خلافت او طول كشيد بنابراين شريف رضى سه كس از خلفاى عباسيين را ادراك كرده و پنج كس از سلاطين آل بويه را چنان كه نگاشته گرديد شريف رضى در زمان خلافت المطيع للّه چهار سال داشت و اين دوره چندان قابل ملاحظه نيست و هم بخشى از اوائل دوره خلافت الطائع للّه كه باز دوران خردسالى شريف رضى محسوب ميگردد . از اين دو دوره كه بگذريم الطائع للّه را مينگريم كه بىاندازه بشريف رضى اظهار علاقه مىكند چندانكه شريف رضى را در بيست و يك سالگى منصب نقابت مىبخشد آن هم با تشريفات بسيار كه كمتر براى نقيبى چنان احترام گذارى و تشريفات اتفاق افتاده است و شريف رضى را مىبينيم كه نهايت علاقه را بالطائع للّه ابراز مىكند چندانكه در مديحت او قصايدى بپرداخت و در روز خلعش بىاندازه افسرده خاطر بود و قصيدهء در آن زمينه بساخت و هم در مرثيتش چكامه بلندى نظم كرد . بهر اندازه كه ميان الطائع للّه و شريف رضى روابط دوستى و بنيان محبت و صفا مستحكم بوده به همان اندازه ميان او و القادر باللّه آتش نقار و بيميلى فروزان بوده است چندانكه مىبينيم در قصايدى كه در ستايش او پرداخته جلالت