على دوانى

49

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

سيد رضى ، حق او را ناديده گرفته است . اگر اين مطلب درست باشد ، چطور ادباى مصر و شام و حجاز و مغرب و اندلس را كه تعصب ضد تشيع ندارند ، از شناسائى وى ساكت مانده‌اند ؟ بلكه مىخواهم بگويم چطور شيعه از رسائل و نامه‌هاى ادبى آن نويسندهء بليغ غفلت ورزيده است ؟ « 20 » ويژگىهاى شعر سيّد رضى سيد رضى به زبان عربى يعنى زبان مادى خود شعر گفته است . آن هم در تمام انواع شعر : قصيده ، غزل ، قطعه ، تشبيب ، مرثيه ، از هجران ، وصال ، عشق ، حرمان ، بىاعتبارى دنيا ، ياد دوستان ، عهد و وفا ، صلح و صفا ، برادرى ، مهربانى ، عفو و گذشت و ساير صفات برجسته انسانى ، آن هم به طرزى كه در شعر هيچ شاعرى ديده نشده است . دكتر زكى مبارك در بارهء ويژه‌گىهاى شعر سيد رضى ، يا بهتر بگوئيم شناخت بيشتر سيد رضى در شعرش مىنويسد : « خواهيد ديد كه سيد رضى در حالى كه عهده دار بزرگترين وظيفه دينى يعنى نقابت اشراف ( و رسيدگى و سرپرستى سادات عصر است ) در عين حال بزرگترين شاعرى است كه از عشق و زيبائى سخن مىگويد . خواهيد ديد كه سيد رضى در توصيف چشم و دل در قصائد « حجازيات » خود منحصر به فرد است . خواهيد ديد كه سيد در بارهء راستگويى و راستگويان گوى سبقت از هم كنان ربوده است ، و مشكل است كه ديگرى در آينده به پاى او برسد . خواهيد ديد هيچ خاطر شريفى مانند او از بزرگى و بزرگوارى سخن نگفته ، و هيچ زبانى غير از زبان او آن را به زبان نياورده است . خواهيد ديد كه هيچ شاعرى مانند وى از « عفاف » و پاكى طينت ياد نكرده و « عفاف » نيز شاعرى غير از آن شاعر و عفيف شريف نيافته است . خواهيد ديد دوستان گذشته كسى را نيافته‌اند كه مانند او به راستى به ياد آنها اشك بريزد و در دل از آنها ياد كند . آقايان ! خواهيد ديد كه شريف رضى شاعر قلب و عقل و هوش بوده است . خواهيد ديد كه شاعر انسانيت در شعر خود چقدر از شائبه اميال نفسانى و هوا پرستى و

--> ( 20 ) - مأخذ سابق - ص 18 و 19 . در پاسخ زكى مبارك بايد گفت ، تعجب نسبت به شيعه از زمان بنى اميه تاكنون در همه فرقه‌هاى غير شيعه چه در مصر و چه در عراق و چه در شمال آفريقا بوده و هست ، و به طور قطع كوتاهى در بارهء شناخت و شناساندن سيد رضى اين نابغه بزرگ شيعه ، در ميان عامه چيزى جز تشيع او نبوده است اين معنى كاملا از نوشته‌هاى ابن خلكان و خطيب بغدادى و صفدى و ديگران پيداست ، ولى علت اين كه خود شيعه در شناساندن شعر و نبوغ ادبى سيد رضى كوتاهى كرده اينست كه اين شناسائى مىبايد در ميان جامعه عرب زبان باشد كه بيشتر آنها را سنيان تشكيل مىدهند ، و شيعه مىدانسته كه آنها نظر به تشيع سيد رضى چندان از افكار او به خاطر اين كه شيعه بوده است استقبال نخواهند كرد ، و بگفته خود زكى مبارك اين رومى و ديگران را بر او مقدم مىدارند !