على دوانى

45

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

اگر چنين گفتند ، پاسخ آنها را به استاد عباس محمود عقاد ( فيلسوف و دانشمند معروف مصرى ) . حوالت مىدهم . زيرا او به خوبى به ياد دارد كه وقتى كتاب خود را در بارهء « ابن رومى « 11 » . » منتشر ساخت من به وى گفتم چه خوب بود كه اين زحمات را در بررسى اشعار سيد رضى مىكشيدى . اگر بگويند : چرا ؟ پاسخ آن را از استاد دكتر طه حسين بگيرند . زيرا او كاملا در نظر دارد كه روزى به وى يادآور شدم كه تحقيق در پيرامون شعر سيد رضى لازم‌تر از اهتمام به بحث و تحقيق در بارهء شعراى قرن سوم هجرى است . زيرا ما خصوصيات ذاتى سيد رضى را در شعراى قرن سوم هجرى نمىبينيم . اگر بگويند : چطور ؟ مىگويم پاسخ آن را از باشگاه كارمندان دولت بجوئيد . زيرا در سال 1932 « 12 » از من خواستند در بارهء بزرگترين سرايندهء در زبان عربى سخنرانى كنم ، و من از سيد رضى سخن گفتم ! بنا بر اين من در شناساندن شعراى بزرگ عرب ، از سيد رضى آغاز مىكنم . به همين جهت ناگهان مرا در بين دجله و فرات مىبينيد ، و مىبينم كه دارم از شاعرى سخن مىگويم كه از سالها پيش نسبت به وى تعصب مىورزيدم . خدا گواه است ( و هو خير الحاكمين ) كه من هيچگاه مقام ادبى سيد رضى را فراموش نكرده‌ام ، و روزى كه دكتر شريف عسيران نسخه‌اى از كتاب استاد انيس مقدسى راجع به فرمانروايان شعر در عصر عباسى ، به من داد ، چقدر ناراحت شدم كه وى آن همه اهميت به « ابو العتاهية » بدهد ، و سيد رضى را فراموش كند . با اين كه تمام ديوان ابو العتاهية نمىتواند با يك قصيده از قصايد سيد رضى برابرى نمايد ! . . . عنقريب خوانندهء اين كتاب مىبيند كه من سيد رضى را برازنده‌ترين شاعرى معرفى مىكنم كه زبان عربى به خود ديده است . . . « من نمىدانم اهل عراق چه زيانى مىبينند كه اهميت ندهند به شاعرى كه درست ندانند محل دفنش كجاست ؟ آيا اين از عجائب نيست كه عراقيها قبر معروف كرخى را بشناسند ولى از قبر سيد رضى بى خبر باشند « 13 » . »

--> ( 11 ) - شاعر و اديب معروف عرب در گذشته سال 283 هجرى . ( 12 ) - باعث نهايت بدبختى و شرمسارى است كه هنوز هم تاريخ رسمى بسيارى از كشورهاى عربى و اسلامى ، ميلادى است ! ( 13 ) - علت اينست كه سيد رضى از مفاخر شيعه اماميه است ، ولى تعصب بازماندهء دوران جاهليت نمىخواهد چنين افرادى را بشناسد ، و با او سر و كار داشته باشد .