على دوانى

21

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

و نيز خطيب بغدادى معاصر او در « تاريخ بغداد » و ثعالبى هم عصر ديگرش در « يتيمة الدهر » و ابن جوزى در « المنتظم » و ابن اثير در « كامل التواريخ » و يافعى در « مرآت الجنان » و ابن عماد حنبلى در « شذرات الذهب » و ياقوت حموى در « معجم الادبا » و جلال الدين سيوطى در « طبقات النحاة » و ابن بسّام و ابن كثير شامى و ساير دانشمندان سنى در آثار خود از سيد مرتضى فقيه عاليقدر و مرد بلند آوازهء شيعه با بهترين عبارات ياد كرده‌اند ، و علوم و فنون و شخصيت ممتاز او را ستوده‌اند . سيد مرتضى به شاگردان خود هر يك به ميزان پايهء تحصيلات و مقام فضلى كه داشتند ماهانه مىپرداخت ، مثلا به شيخ طوسى كه افضل شاگردانش بود ، و پس از وى سرآمد فقهاى شيعه به شمار مىرفت و به « شيخ الطائفه » شهرت يافت ، ماهى دوازده دينار ، و به قاضى عبد العزيز ابن برّاج هشت دينار و هكذا . . . يكى از شاگردان او ابو العلاى معرّى دانشمند و نابغه نابيناى مشهور است . هنگامى كه ابو العلاء از عراق خارج شد ، از وى پرسيدند سيد مرتضى را چگونه ديدى ؟ او در پاسخ اين دو شعر را قرائت كرد : يا سائلى عنه لما جئت تسأله * الا و هو الرجل العارى من العار لو جئته لرأيت الناس فى رجل * و الدهر فى ساعة و الارض فى دار يعنى : اى كسى كه آمده‌اى از من از احوال او سؤال كنى ، بدان كه او از هر گونه نقص و عيبى پيراسته است . اگر او را ببينى خواهى ديد كه وجود همهء مردم در مردى جمع شده ، و روزگار در يك ساعت متمركز گرديده ، و جهان در يك خانه قرار گرفته است ! « 41 » . از كتابهاى چاپ شدهء سيد مرتضى ، تنزيه الانبياء ، الذريعة ، الانتصار ، ناصريات ، و ديوان شعر اوست . ديوان سيد مرتضى اعلم علماى عصر و فقيه عاليقدر شيعه در نيمه دوم قرن پنجم هجرى در سال 1958 ميلادى با طرزى دلپذير در سه جلد با مقدمه شيخ محمد رضا شبيبى ، و دكتر مصطفى جواد ، و رشيد الصفار ، سه دانشمند و اديب شيعه عراق ، در مصر چاپ و منتشر شده است . عموم دانشمندان شعر شناس تصريح كرده‌اند كه اگر سيد رضى نبود ، سيد مرتضى سرآمد شعراى دودمان ابو طالب بود . به طور كلى سيد مرتضى گذشته از تبحر در علوم و فنون مختلف كه در هر كدام به سر حد كمال رسيده بود ، در شعر نيز داراى قريحه‌اى سيال و ذوقى سرشار و قدرت ادبى فوق العاده بود . او در انواع شعر عاليترين مضامين را در بهترين قالب الفاظ محكم و كلمات زيباى عربى در آورده است . در ضمن سخن از اين دانشمند بلند قدر ، تذكر دو نكته را ضرورى

--> ( 41 ) - الغدير - ج 4 - ص 273 .