على دوانى
6
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
از وسط سلسله بيرون بردهاند . لكن ابن خلّكان با همهء مهارتى كه در فن نسبشناسى و تاريخ رجال داشته تعجب است كه پدر شريف رضى را به نام ذكر ننموده و به كنيت و لقب او اكتفا كرده است ، و آن گاه گويد : « فرزند زين العابدين على » و اين گونه نسب نگارى ميان نسّابين و ارباب تراجم معهود نيست ، و از مثل ابن خلّكان كه گاهى تا بيست پشت نسب اشخاص را بالا برده بسى شگفت آور است . « 1 » بارى شريف رضى به پنج واسطه به امام هفتم موسى بن جعفر مىرسد . بدين سبب او را « موسوى » خوانند ، و اين پنج تن نيز كه واسطه عقدند از اعاظم سادات و افاخم نجباء و اشراف باشند . اينست كه مىبينيم شريف رضى با چنان نسبى كه مانند عمود صبح تابان است افتخار همى كند و به ايشان همى بالد . به خصوص وقتى به پيغمبر و امير المؤمنين ، رشته نسب خود را مىرساند تو گوئى از فرط شوق وبالش در پوست نمىگنجد كه شاخه آن درخت است ، و ميوهء آن شاخ . « 2 » طاهر اوحد ذو المناقب پدر سيّد رضى ابو احمد حسين بن موسى ملقب به « طاهر اوحد ذو المناقب » پدر سيد رضى از مفاخر دودمان پيغمبر و شخصيت بلند قدر عصر و مردى شريف و نجيب و با تدبير و مورد احترام عام و خاص بود . ثعالبى « 3 » مؤلف كتاب مشهور « يتيمة الدهر » كه شرح حال شعرا و ادباى عرب زبان معاصر خويش را با طرزى بديع و ماهرانه نوشته ، و خود هم عصر طاهر ذو المناقب بوده است ، در شرح حال سيد رضى مىنويسد : « پدران وى ابو احمد و ابو الحسن محمد بن عمر بن يحيى ، در عراق مورد توجه عموم بودند . ابو احمد ( پدر سيد رضى ) مدتها منصب نقابت و رسيدگى به حال سادات دودمان ابو طالب ، و همچنين مناصب نظارت ديوان مظالم ، و سرپرستى حجاج و زائران خانهء خدا را ( كه همگى از مناصب مهم بود ) به عهده داشت ، سپس در سال 380 هجرى تمامى اين مناصب را به فرزندش سيد رضى محول كرد . سيد رضى نيز در اين باره قصيدهاى سرود ، و به پدرش تهنيت گفت ، و از وى قدر دانى كرد . « 4 »
--> ( 1 ) كاخ دلاويز ص 6 - ابن خلكان نسب سيد رضى را از حضرت موسى بن جعفر تا امير المؤمنين نقل كرده است . شايد مؤلف كاخ دلاويز اشتباه كرده يا نسخه وى كمبود داشته است . ( 2 ) - همان كتاب - ص 7 . ( 3 ) ابو منصور ، عبد الملك بن محمد بن اسماعيل نيشابورى ، دانشمند و شاعر و اديب و لغت دان مشهور و مؤلف كتابهاى پر ارزش « يتيمة الدهر فى محاسن اهل العصر » و « فقه اللغة » و « سرد الادب » و غيره در حدود سال 429 هجرى وفات يافت . ( 4 ) - يتيمة الدهر - ج 3 ص 131 .