على دوانى

129

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

فرزند دانشمند سيّد رضى از سيد رضى پسرى ماند كه به ابو احمد عدنان ، معروف و ملقب به طاهر ذو المناقب بود در نام و كنيه و لقب جدش را داشت . او مانند پدر و جد و عمويش در بغداد نقيب دودمان ابو طالب يعنى سرپرست سادات خاندان ابو طالب بود . ابو الحسن عمرى مىگويد : « او مردى شريف و عفيف و به پاكى طينت و نظر صائب ممتاز بود . علم عروض ( قواعد شعر ) مىدانست « 5 » . » به گفتهء ابن جوزى عدنان نقابت طالبيان را داشت ، و در سال 449 ه - وفات يافت « 6 » چون پس از وفات سيد رضى منصب نقابت به برادرش سيد مرتضى رسيده است ، به نظر مىرسد كه اين منصب بزرگ بعد از رحلت سيد مرتضى به برادر زاده‌اش عدنان تنها فرزند سيد رضى رسيده باشد ، و او آن را تا پايان زندگى دارا بوده است . شهيد سعيد قاضى نور الله شوشترى پس از شرح حال پدر عاليقدرش سيد رضى از وى نام برده و مىنويسد : « شريف بطحاى فضل و كرم و نقيب مشهد دانش بود . لواى علّو شأن و سمّو مكان او به سماء رفعت و سماك علوّ نسبت احمدى رسيده ، و بر خلعت حشمت و احترام و اعلام نزاهت طهارت انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا ، كشيده . تفاخر نموده به او آل هاشم * تظاهر فزوده بهار آل حيدر به اجداد او عز بطحا و يثرب * به اسلاف او فخر محراب و منبر بعد از وفات عم خود مير مرتضى رضى الله عنه متولى نقابت علويه شد ، و ابن حجاج را در مدح او قصائد بسيار است « 7 » . » به گفتهء « عمدة الطالب » دودمان سيد رضى با مرگ عدنان منقرض شد ، دودمان سيد مرتضى نيز پس از يكى دو پشت به انجام رسيد ، ولى مجد و عظمتى كه اين دو برادر از خود به يادگار گذاردند ، در بقاى نام و نشان آنها كافى است كه تا پايان روزگار آن را در دنياى علم و اسلام و تشيع باقى گذارد .

--> ( 5 ) - عمدة الطالب - ص 173 . ( 6 ) - المنتظم - ج 8 - ص 189 . ( 7 ) - مجالس المؤمنين - ج 1 - ص 506 .