الشريف الرضي ( مترجم : محمد مهدى كافى )

46

ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى )

و همين جا خون‌هاى آنان مىريزد . خوشا به حالت ! اى خاكى كه خون عاشقان ، بر آن مىريزد « 1 » . تبسّم على عليه السلام اصبغ بن نباته ، « 2 » از عبداللّه بن عباس نقل كرد : در زمان عمر بن خطاب ، مردى در منطقه آذربايجان ، اسب‌هايى داشت كه چموش گشته بودند و از سوار شدن ، ممانعت مىكردند . از آن‌چه به او رسيده بود شكايت كرد و خبر داد كه روزىاش از سوى همان اسب‌ها تأمين مىشد . عمر به او گفت : برو ، و از خداى عزّ وجلّ فريادرسى كن . آن مرد گفت : هميشه به پيشگاه خداوند دعا و تضرّع مىكنم ولى با اين حال هرگاه نزديك آن‌ها مىشوم ، به من حمله مىكنند . ابن عباس مىگويد : عمر در كاغذى براى او نوشت : از عمر اميرالمؤمنين به جن‌ّها ، و شيطان‌هاى رانده شده : اين چارپايان را براى او رام كنيد . ابن عباس گفت : آن مرد ، كاغذ را گرفت و رفت . من از اين حادثه به شدّت ناراحت شدم ، اميرمؤمنان على عليه السلام را ملاقات كرده ، آن چه را اتّفاق افتاده بود ، به او خبر دادم . حضرت عليه السلام فرمود : « قسم به آن كه دانه را شكافت و آدمى را پديد آورد ، به يقين ، اين شخص ، نااميد باز خواهد گشت » . ناراحتى درونم آرام شد ؛ ولى سال بر

--> ( 1 ) . هذا مُناخُ ركابِهم ، وهذا مُلقى رِحالِهم ، وهاهُنا تهراقُ دماؤُهُم ، طُوبى لك مِن تُربة عَليها تهراقُ دِماءُ الأحِبَّةِ . ( 2 ) . اصبغ بن نباته مجاشعى ، از اصحاب خاصّ اميرمؤمنان عليه السلام و ذخيره‌هاى ايشان و مورداطمينان بود . پس از على عليه السلام زندگانى كرد و از قهرمانان عراق و كسانى بود كه با على عليه السلام بر مرگ بيعت نمود . ( سفينةالبحار : ج 2 ، ص 7 و 8 )