الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
97
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
من كل شيئى لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار ؛ « 1 » خداوند بزرگ است و بلندمرتبه ، بندگان از توصيفش عاجز و درماندهاند و او را به چگونگى و كجايى و كدامسويى ، نمىتوان توصيف كرد . . . تا اينكه فرمود : خداى متعال در همه جا هست اما از هرچيزى خارج است ، ديدگان او را نبيند ولى او ديدگان را مىبيند » 8 - نيز از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه عمرو بن عبيد درمورد فرمودهء خداى متعال وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى ؛ « 2 » هركس غضبم بر او وارد شود ، سقوط مىكند از آن حضرت پرسيد : منظور از اين خشم و غضب چيست ؟ حضرت فرمود : « هو العقاب يا عمرو ! انّه من زعم ان اللّه قد زال من شيئى الى شيئى فقد وصفه صفة مخلوق و ان اللّه تعالى لا يستفزّه شيئى فيغّيره ؛ « 3 » اى عمرو ! منظور از آن كيفر است ، كسى كه گمان كند خدا از حالى به حال ديگر درآمده در حقيقت او را به صفت آفريدگان توصيف كرده است و خداى تعالى را چيزى به حركت نمىآورد تا تغييرش دهد » . 9 - كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « ما من شيئى الّا يبيد او يتغّير او يدخله التغيير و الزوال و ينتقل من لون الى لون و من هيئة الى هيئة و من صفة الى صفة و من زيادة الى نقصان و من نقصان الى زيادة إلّا رب العالمين ، فانّه لم يزل و لا يزال بحالة واحدة ، هو الّاول قبل كل شيئى و هو الآخر على ما لم يزل و لا تختلف عليه الصفات و الأسماء كما تختلف على غيره مثل الأنسان الذى يكون مرّة ترابا و مرة لحما و دما و مرة رفاتا و رميما فتبدّل عليه الأسماء و الصفات و اللّه تعالى بخلاف ذلك ؛ « 4 » هرچيزى به نابودى گرايد و دگرگون شود و يا دگرگونى از خارج به او راه يابد و يا رنگ و شكل و صفتش تغيير يابد و از زيادى به كمى و از كمى به زيادى گرايد جز پروردگار جهانيان ، زيرا تنها اوست كه هميشه به يك حالت بوده ، وى اوّل است و پيش از هرچيز و آخر است براى هميشه ، صفات و نامهاى گوناگون بر او وارد نشود چنانكه بر غير او وارد شود مانند انسان كه گاهى خاك ، گاهى گوشت و خون و گاهى استخوان پوسيده است و نامها و صفات و عناوين گوناگونى بر آن وارد مىشود و خداى عزّ و جل بر خلاف آن است »
--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 104 . ( 2 ) . طه ، آيهء 84 . ( 3 ) . كافى ج 1 ، ص 110 . ( 4 ) . همان .