الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
87
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
باب سوم خط بطلان بر اعتقاد به حلول و اتحاد و وحدت وجود علما و دانشمندان و متكلمان ، اين مسلك نكوهيده و ناپسند و اعتقادات باطل و زشت را تنها به صوفىها نسبت دادهاند و همگى بر بطلان آن اتّفاق نظر داشته و آن را بىاعتبار و فاسد مىدانند و ترديدى نيست كه همهء صوفىها و يا بيشتر آنها بدين مسلك پاىبندند هرچند اكنون كه فساد و تباهى و زشتى صوفىگرى آشكار گرديده ، بسيارى از آنها اين مسلك را بهعنوان اعتقادات خود ، مردود مىدانند ولى در سخنانشان اعتقاد و پاىبندى بدان به خوبى آشكار است و در اشعارشان در بسيارى از كتابهاى آنها و نيز اعتقاداتشان بدان تصريح شده است و دانشمندان در نسبت دادن اين اعتقادات به صوفيّه ، اتفاق نظر داشته و به نقل آنها پرداختهاند . بههرحال عشق و محبّت و خوشبينى و مدح و ستايش و تمايل نشان دادن صوفيان به كسانى كه به داشتن چنين اعتقاد باطلى تصريح كردهاند موضوعى غير قابل انكار و در ردّ آنها كافى به نظر مىرسد و از همين رهگذر آنجا كه به انكار چنين اعتقاداتى مىپردازند كذب و دروغ آنها آشكار مىگردد . گذشته از اين ، سخن گفتن در اين باب به بخشهايى قابل تقسيم است كه مطرحكردن هربخشى از آنها در فصلى جداگانه ، پسنديده به نظر مىرسد بنابراين ، در اينجا به بيان دوازده فصل مىپردازيم : فصل نخست : بيان دلايل عقلى در اين فصل به بيان دلايل عقلى بر بطلان اعتقاد ياد شده همت مىگمارم و آنها را در دوازده مورد از نظرتان مىگذرانيم . 1 - هيچگونه دليل قطعى بر صحّت اعتقاد به صوفىگرى وجود ندارد و در باب نخست ، با حجيّت اين مطلب در چنين موردى ، آشنا شديد و عمل به ظّن و گمان نه تنها