الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

69

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

قليل ما يحتمله من ضرّائها يؤديه الى دوام النعيم فى دار لا تبيد و لا تنفد و انّ كثير ما يلحقه من سرّائها ان اتبّع هواه يؤدّيه الى عذاب لا انقطاع له و لا يزول فذلكم الرجل ، نعم الرجل ، فبه فتمسّكوا و بسنّته فاقتدوا الى ربّكم به فتوسّلوا فانّه لا ترد له دعوة و لا تخيب له طلبة ؛ « 1 » هرگاه ديديد فردى از ظاهرى نيك برخوردار است و با ضعف و ملايمت سخن مىگويد و در رفتارش تظاهر به فروتنى مىكند ، مراقب باشيد فريبتان ندهد . زيرا چه بسيار افرادى كه به دليل ضعف نيّت و سستى و زبونى و بيم و هراس ، توفيق دست‌يابى به زرق و برق دنيا و بهره‌ورى حرام از آن را ، نيافته است به همين سبب دين خود را چون دامى بر سر راه رسيدن به آن گسترده است . چنين فردى با ظاهرسازى خود همواره درپى نيرنگ و فريب مردم است اگر قدرت انجام كار حرامى بيابد . مرتكب آن خواهد شد و هرگاه مشاهده كرديد وى از دست يازيدن به مال حرام ، خوددارى مىكند مراقب باشيد شما را نفريبد ، زيرا خواسته‌هاى افراد متفاوت است . چه‌بسيار كسانى كه از به دست آوردن مال و دارايى هرچند زياد باشد ، گريزانند ولى به كارهاى زشت و ناپسندى ، تن در مىدهند و مرتكب عمل حرام مىشوند . بنابراين ، هرگاه ديديد اين فرد از چنين امورى مىپرهيزد مراقب باشيد درپى نيرنگ و فريب شما نباشد تا بنگريد انديشه‌اش در چه پايه‌اى است . زيرا چه بسيار كسانى كه از همهء اين امور دست برداشتند ولى بر انديشه‌اى استوار متكى نشدند به همين جهت فساد و تباهى كه در اثر جهل و نادانىاش به وجود آورده به مراتب فراتر از امور پسنديده‌اى است كه براساس عقل و خردش بدان پرداخته است . اگر انديشه‌اش را استوار يافتيد ، مراقب باشيد شما را نفريبد تا پى ببريد آيا هواى نفس او بر عقلش غلبه دارد يا عقل و خردش بر هواى نفسش چيره است و علاقه‌اش به مقام و رياست‌هاى بيهوده و خوددارى كردنش از پذيرش آن‌ها تا چه اندازه است زيرا در جمع مردم عده‌اى به اين سبب كه دنيا را به خاطر دنيا ترك گفته‌اند ، در دنيا و آخرت زيان ديدند ، اين افراد لذّت مقام و رياست بيهوده را برتر از لذّت اموال و دارايى و نعمت‌هاى مباح و حلال ، مىپندارند . به همين دليل ، براى رسيدن به پست و مقام ، از همهء آن‌ها چشم مىپوشند . اگر به او تذكر داده شود كه : « لجاجت و تعصّبش او را به گناه مىكشاند ، آتش دوزخ

--> ( 1 ) . احتجاج ج 2 ص 53 چاپ نجف علامهء مجلسى نيز آن را در بحار ج 2 ص 84 آورده است .