الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

258

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

شرّ من ذلك كيف بكم اذا رأيتم المعروف منكرا و المنكر معروفا « 1 » چگونه خواهيد بود آن‌گاه كه زنانتان به فساد كشيده شده و جوان‌هايتان در دامن فسق و فجور گرفتار آيند و امر به معروف و نهى از منكر ننماييد ؟ به دو عرض شد : اى رسول خدا ! آيا چنين اتفاقى خواهد افتاد ؟ فرمود : آرى ، بدتر از آن رخ مىدهد . چگونه خواهيد بود آن‌گاه كه مردم را به انجام كار زشت فرمان دهيد و از انجام كارهاى نيك بازداريد . به حضرت عرض شد : چنين اتفاقى رخ مىدهد ؟ فرمود : آرى ، بدتر از آن به وجود خواهد آمد . چگونه خواهيد بود آن گاه كه كار ناپسند را پسنديده تلقّى كنيد » . 8 - نيز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « ما قدست أمة لم تأخذ لضعيفها من قويها غير متعتع ؛ « 2 » امتى كه حق آحاد ضعيف خود را از قوى آن‌ها بىآن‌كه دست رد بر سينهء آنان نهد ، نستاند ، امتى در خور احترام نيست . » 9 - هم‌چنين از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « يكون فى آخر الزمان قوم يتبع فيهم قوم مراؤن يتقرؤن و يتنسكون حدثاء سفهاء لا يوجبون امرا بمعروف و لا نهيا عن منكر الا اذا أمنوا الضرر ، يطلبون لانفسهم الرخص و المعاذير يتبعون زلات العلماء و فساد علمهم الى أن قال : هنالك يتم غضب اللّه عليهم فيعمهم بعقابه فتهلك الابرار فى دار الفجار و الصغار فى دار الكبار ؛ « 3 » در آخر الزمان گروهى هستند كه در جمع آنان افرادى رياكارانه عمل مىكنند و به ظاهر قرآن مىخوانند و اظهار زهد و پارسايى مىكنند . آنان انسان‌هايى خام و بىتجربه و نادان اند كه نه امر به معروف را واجب مىشمرند و نه نهى از منكر را لازم مىدانند مگر آن زمان كه احساس امنيّت كنند ، براى خويش درپى عذر و بهانه هستند . تنها دانشمندان و علماء و تباهى دانش آنان انگشت مىنهند ، . . . تا اين‌كه فرمود : آن‌جاست كه خشم خدا بر آنان فرود مىآيد و با عذاب خويش همه را نابود مىسازد و بدين‌سان ، نيك‌كرداران در سرزمين فاجران و خردسالان در سرزمين بزرگان به هلاكت مىرسند » . 10 - از نبىّ مكرّم اسلام صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : « لا تزال امّتى ( الناس - خ ) بخير ما أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و تعاونوا على البر فاذا لم يفعلوا ذلك نزعت منهم البركات و

--> ( 1 ) . تهذيب : ج 6 ص 177 . ( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 177 . ( 3 ) . همان ، ص 180 .