الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

24

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

دليل از مدّعى است . 4 - موضوع ياد شده از ديدگاه تصّوف يكى از بزرگترين دستورهاى دينى و از برجسته‌ترين اركان ايمان شمرده مىشود و مدّعىاند كه تنها ، اين عمل مىتواند سبب نجات و رهايى از آتش دوزخ باشد و همهء حق‌پويان ، قائل بدان هستند . بنابراين ، اگر چنين موضوعى حقيقت داشت ، قطعا و به‌طور عادى دليلى بر حقانيّت آن ابراز مىشد با اين‌كه جمعى از علماء و دانشمندان از جمله محقق در « المعتبر » « 1 » با تصريح به اين مطلب ، لازمهء عدم دليل اين موضوع را عدم مدلول آن در چنين صورتى دانسته است . 5 - با توجه به مهر و علاقه نبّى اكرم و ائمه معصومين عليهم السّلام به شيعيان و عنايت فوق العاده آنان به دين ، معمولا غيرممكن به نظر مىرسد كه آن بزرگواران متعرّض چنين موضوع مهمّى نشده و آن را بدون دليل و برهان ، به خود وانهند و به بيان مسايلى از قبيل آداب و احكام بول و مسائل زناشويى و ديگر احكام جزئى بپردازند و چنين چيزى با عقل سازگار نيست . بنابراين ، از اين مطلب پى مىبريم كه براى چنين موضوعى ، دستورى از شرع نرسيده و گرنه قطعا از معصومين عليهم السّلام ابراز مىشد . زيرا نه مانعى از آشكار شدن چنين دليلى وجود داشت و نه جنبهء تقّيه در كار بود . 6 - سخن امير مؤمنان عليه السّلام به فرزندش محمد حنيفه نيز دليل بر همين مدعاست آن‌جا كه اظهار داشت : « و اعلم يا بنّى انّه لو كان إله آخر لأتتك رسله و لرأيت آثار ملكه ؛ « 2 » پسرم بدان ! اگر معبودى غير از خداى يكتا وجود داشت بىگمان فرستادگانش به سوى تو آمده بودند و آثار ملك و قدرت او را ديده بودى » « 3 » ملاحظه مىكنيد كه اين سخن دلالت و اشاره بدين معنا دارد كه آثار امور بسيار با اهميّت ، بايد آشكار گردد و اخبار مربوط به آن ، همه جا منتشر شود و همين سخن دليل بر اين معنا و هريك از آثار و اخبار ، دليل بر اصل مطلب‌اند .

--> ( 1 ) . چاپ اوّل ، ص 6 . ( 2 ) . نهج البلاغه فيض الاسلام ص 909 در وصيت‌هاى امير مؤمنان به محمد حنفيه . ( 3 ) . اين فقره با عبارت فوق در نهج البلاغه نيامده بلكه در وصيت امام على عليه السّلام به فرزندش امام حسن مجتبى به اين عبارت وارد شده است « و اعلم يا بنّى أنّه لو كان لربك شريك لاتتك رسله ؛ پسرم بدان : اگر پروردگارت شريكى داشت بىگمان فرستادگانش به سوى تو آمده بودند .