الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

238

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

غسل كردم و حنوط نمودم و سلاحم را حمايل كردم ، ترديدى نداشتم كه سرپيچى از فرمان ام المؤمنين عايشه ، كفر است در بين راه به منطقه‌اى رسيدم ندايى برآمد كه : اى حسن بازگرد ، زيرا قاتل و مقتول هردو در آتش دوزخ‌اند . ازاين‌رو ، وحشت‌زده بازگشتم و در خانه نشستم . روز دوم نيز در اين‌كه سرپيچى از ام المؤمنين كفر است ، شك و ترديد نداشتم . خود را حنوط كرده و سلاح پوشيدم و به قصد جنگ از خانه خارج شدم . وقتى به همان جايگاه قبلى رسيدم از پشت سر كسى مرا صدا زد و گفت : اى حسن ! باز گرد زيرا قاتل و مقتول هردو در آتش دوزخ‌اند . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « صدقت اتدرى من ذلك المنادى قال : لا ، قال : ذاك اخوك ابليس و صدقك ان القاتل و المقتول منهم فى النار ؛ درست گفتى . آيا مىدانى چه كسى تو را صدا مىزد ، عرض كرد : خير ، امام عليه السّلام فرمود : وى برادرت شيطان بود و به تو راست مىگفت . زيرا قاتل و مقتول ، ( سپاهيان ام المؤمنين ) در آتش دوزخ بودند » . حسن بصرى عرض كرد : اكنون پى بردم كه قوم من دستخوش هلاكت شدند . « 1 » از ابو يحيى واسطى منقول است گفت : زمانى كه امير مؤمنان عليه السّلام بصره را گشود ، مردم از جمله حسن بصرى لوح‌هايى با خود داشتند و اطراف حضرت گرد آمدند و هرجمله‌اى كه امير مؤمنان عليه السّلام بر زبان مىآورد ، حسن بصرى آن را يادداشت مىكرد . امام عليه السّلام با صداى بلند به دو فرمود : « ما تصنع ؛ چه مىكنى ؟ » حسن گفت : سخنان شما را يادداشت مىكنم تا پس از شما آنان را به مردم بگويم . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « أما ان لكل قوم سامريا و هذا سامرىّ هذة الامة اما انه لا يقول لامساس و لكنه يقول لا قتال ؛ « 2 » هرگروهى داراى يك سامرى است و سامرى اين امت حسن بصرى است . سامرى قوم موسى مىگفت : « با من تماس نگيريد . » و اين يكى مىگويد : « نبرد نكنيد » . از امام زين العابدين عليه السّلام روايت شده بر حسن بصرى كه در منى مردم را پند و اندرز مىداد ، عبور كرد . لحظه‌اى در كنارش درنگ كرد و سپس فرمود : « امسك اسئلك عن الحال التى انت عليها مقيم أترضاها لنفسك فيما بينك و بين اللّه للموت ؛ « 3 » لحظه‌اى درنگ كن تا از حالتى كه در آن هستى از تو پرسشى كنم آيا از چنين حالتى ميان خود و خدا خرسندى اگر

--> ( 1 ) . احتجاج ، ج 1 ص 250 . ( 2 ) . همان ، ص 251 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 43 .