الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
209
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
برگزين . ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً " إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ؛ « 1 » پروردگار خود را با تضرّع و زارى و در پنهانى بخوانيد ، به راستى او متجاوزان را دوست ندارد و ديگر آياتى كه با بلند كردن صدا به آن اندازه كه صوفيان انجام مىدهند ، به روشنى منافات دارد . افزون بر اينكه آنان صدايشان را به مرز غنا مىرسانند و قبلا دلايل تحريم غنا را يادآور شديم كه در مسألهاى اينچنين بيشاز اين نياز به دليل نيست . 5 - كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « كان أبى كثير الذكر لقد كنت امشى معه و انه ليذكر اللّه و آكل معه الطعام و انه ليذكر اللّه و لقد كان يحدّثه القوم و ما يشغله ذلك عن ذكر اللّه و كنت ارى لسانه لازقا بحنكه يقول : لا إله الّا اللّه ؛ « 2 » پدرم فراوان ذكر مىگفت ، همراه با او راه مىرفتم وى ذكر خدا مىگفت و با او غذا مىخوردم ، او خدا را ياد مىكرد و مردم با او سخن مىگفتند ولى اين كار وى را از ياد خدا بازنمىداشت و همواره مىديدم زبانش به سقف دهانش چسبيده و لا إله الا اللّه مىگويد . » همانگونه كه ملاحظه مىكنيد روايت فوق در هردو حالت ، بر خلاف شيوهء صوفيان دلالت دارد . 6 - نيز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « قال اللّه عزّ و جل : من ذكرنى سرّا ذكرته علانية ؛ « 3 » خداوند در حديث قدسى فرمود : هركس مرا در نهان ياد كند او را آشكارا ياد خواهم كرد » . 7 - همچنين از امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « من ذكر اللّه عزّ و جل فى السر فقد ذكر اللّه كثيرا ان المنافقين كانوا يذكرون اللّه علانية و لا يذكرونه فى السّر ، فقال اللّه عزّ و جل : « يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا « 4 » ؛ كسى كه خدا را در نهان ياد كند در حقيقت او را فراوان ياد كرده است . زيرا منافقان خدا را آشكارا ياد مىكردند و در نهان ، از او ياد نمىنمودند . ازاينرو ، خداى متعال فرمود : « در برابر مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندكى ياد نمىكنند . » آنچه از ذكر در نهان استفاده مىشود ، آرام يادكردن خدا ، همراه با نطق با زبان است و
--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 55 . ( 2 ) . كافى ج 1 ، ص 499 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 501 . ( 4 ) . نساء آيهء 142 .