الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

202

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

اوقات باشد چنان‌كه در روايات بسيارى بدين عمل دستور داده شده است زيرا آن‌گونه كه گذشت لازمهء قرائت فراوان ، گرداندن صداست . بنابراين ، لفظ از ناحيهء امام عليه السّلام به كار برده شده و از آن مفهوم و معناى لفظ اراده شده است و نظايرى نيز دارد و اين مورد به مورد قبلى نزديك و هردو ، از موارد مجاز اين لفظاند و شايد آن‌چه موجب نزديكى اين مورد به مورد قبل از آن است ، مطلب موجود در پرسش شخص سئوال‌كننده از امام عليه السّلام باشد كه شيطان او را وسوسه مىكرد قرآن خواندنش رياكارانه است تا او را از تلاوت آن باز دارد . بنابراين ، عقل و حكمت ايجاب مىكرد با شيطان مبارزه شود و آن‌چه را بر خلاف مقصود و هدف اوست به دست آورد تا درپى فريب شخص مكلّف برنيايد . 7 - منظور از ترجيع صدا ، قرائت قرآن به‌گونه‌اى حزن‌آور باشد چنان‌كه در سخنان معصومين عليهم السّلام صريحا بدان دستور داده شده است كه : « انّ القرآن نزل بالحزن فاقرأوه بالحزن ، « 1 » قرآن با حزن نازل شده آن را با حزن تلاوت نماييد » و دليل آن اين است . كه ترجيع و بلندكردن صدا در شيون و زارى ، بر حزن و اندوه مىافزايد بنابراين ، روا خواهد بود كه در تمام صداهاى حزن‌انگيز ، به كار رفته و استعاره تبعى تلقّى شود و به جهت ادلهء تحريم غنا آن‌گونه كه پى برديد ، اختصاص به جايى داشته باشد كه ترجيع حقيقى صورت نگيرد . 8 - ترجيع ، نظير مورد قبل استعاره ولى به‌معناى ظاهركردن صدا باشد زيرا ترجيع غالبا و يا هميشه مستلزم ظاهركردن صداست . بنابراين ، لفظ ترجيع بر هرصداى آشكارى كه بدون ترجيع به وجود آيد اطلاق شده است . كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده و مىگويد : حضرت درمورد آيهء شريفهء « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا » فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است : « بيّنه تبيينا و لا تهذّه هذّا الشعر و لا تنثره نثر الرمل و لكن اقرعوا به قلوبكم القاسية و لا يكن همّ احدكم آخر السورة ، « 2 » آن را به خوبى آشكار نما و مانند شعر درهم نشكن و نظير شن و ريگ آن را پراكنده مساز ، ولى به وسيلهء آن دل هاى سختتان را بيم دهيد و تنها در انديشهء رسيدن به پايان سوره نباشيد » . اين حديث ، خود گواه بر صحت تأويل است كه با لغت عرب و قواعد بيان نيز سازگار است .

--> ( 1 ) . كافى ج 2 ، ص 614 . ( 2 ) . همان .