الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

199

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

تعارض است و گاهى احتمال تقيّه به‌عنوان احتمال راجح در كار است چنان‌كه در اين‌جا چنين است و اين خود ، آن‌گونه كه گذشت مستلزم ضعف اين حديث بر مبناى شيوهء اخبارىهاست . اگر بگوييد : چرا كلينى اين روايت را در كافى يادآور شده ولى درمورد توجيه و تأويل آن سكوت كرده است ؟ در پاسخ مىگوييم : هيچ‌گونه كوتاهى از ناحيهء كلينى رحمه اللّه در يادآور شدن اين حديث سر نزده است زيرا وى در همين باب قبل از اين حديث روايتى نقل كرده كه به صراحت تحريم غنا را در قرآن يادآور گشته و با اين حديث به روشنى در تعارض است و در باب غنا ، رواياتى آورده كه از شنونده‌اش هرگونه شبهه و ترديدى را بر طرف مىسازد و اين حديث را در آخر باب ، ذكر كرده و عنوان آن را « ترتيل قرآن با آواى خوش » قرار داده است كه مستلزم غنا نيست و همان‌گونه كه ملاحظه مىكنيد حديث ياد شده نيز صريح در اباحه و جواز بخشى از غنا نيست . بنابراين ، استفادهء كلينى از احاديث اين باب همان است كه در عنوان باب آورده است نه ظاهر آخرين حديث ، بلكه اين روايت را جهت استدلال به مطلق صداى خوش يادآور شده نه بر ترجيع به ظاهر روايت . راه و رسم افرادى نظير كلينى در بيان احاديث اين است ، روايات مختلفى را كه مبناى عمل بوده و نياز به توجيه و تأويل دارد ، در پايان ابواب كتب خويش يادآور مىشوند و به اقتضاى حال به تأويل آن‌ها مىپردازند و شايد در اين‌جا نپرداختن به تأويل اين حديث به جهت روشن بودن آن بوده و يا تصريح به مخالفت نداشته است و يا اگر روايت ، صريح بوده به سبب نزديكى تأويلاتش ، در مقام تأويل آن برنيامده است و نظير اين روايت در كافى و غير آن وجود دارد . توجيه حديث ياد شده : اكنون كه به خوبى با تحريم غنا به‌طور كلى و در جميع أشكال آن آشنا شديد و به مواردى كه به دليل خاصى استثناء شده و در جاى خود بيان گشته بود پى برديد بلكه بر تحريم غنا در خصوص اين صورت ، آگاهى يافتيد ، بايد حديث مورد پرسش ، تأويل شده و آن را از معناى ظاهرش برگرداند زيرا بدون تأويل و توجيه نمىتوان آن را مبناى عمل قرار داد و اين كار با دوازده صورت امكان‌پذير است :