الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

195

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

است و نه در برابر رواياتى كه عموما و خصوصا از آن قوىترند ، خالى از معارض است . به همين دليل قابليّت تقييد قرآن و خروج از حيطهء دلائل گذشته را دارا نيست . بنابراين ، استناد به اين خبر ، بنابر هيچ‌يك از مسلك اصولىها و اخبارىها ، تمام نيست . 2 - اين روايت به دليل تعارض با سنّت پاك نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه از آن بزرگوار و ائمه عليهم السّلام در احاديث فراوان و متواتر ، منقول است ، حديثى ضعيف تلقّى مىشود چنان‌كه قبلا نيز بدان اشاره كرديم : بنابراين ، انصراف از احاديث صحيح و متواتر و روآوردن به احاديث شاذّ و ضعيف ، جايز نيست تا چه رسد به يك حديث ؟ ! 3 - اين روايت به دليل سند ضعيف آن ، حديثى ضعيف به‌شمار مىآيد . بنابراين ، نمىتواند با احاديثى كه داراى سند صحيح‌اند ، معارضه نمايد و اين معنا بنا به مسلك اصولىها به‌طور مطلق صحيح است و بنابر مسلك اخبارىها به هنگام تعارض چنين است چنان‌كه در اين‌جا اين‌گونه است زيرا به نحوى كه ائمه عليهم السّلام فرمان داده‌اند يكى از مزيّت‌هاى پذيرش روايت ، عدالت راوى است هرچند هردو قسم داراى قرينه باشند . بدين‌سان ، چگونه مىتوان از احاديث راويان مورد اعتماد ، به يك حديث كه فردى نظير على بن ابو حمزهء بطائنى روايت كرده ، عدول نمود ؟ با اين‌كه علماى رجال وى را فردى ضعيف و يكى از اركان واقفى مذهب‌ها دانسته و دروغگو و مورد اتهام و ملعون شمرده‌اند كه نبايد رواياتش نقل شود بلكه او پايه و اساس مسلك واقفىها را تشكيل داده و سرسخت‌ترين دشمن ولىّ بعد از رحلت ابو ابراهيم عليه السّلام است . كشّى از راويان مورد اعتماد ، از على بن ابو حمزه نقل كرده كه گفت : موسى بن جعفر عليه السّلام به دو فرمود : « يا على ! انت و اصحابك اشباه الحمير ؛ « 1 » على بن حمزه ! تو و هوادارانت به الاغ‌ها شباهت داريد » و از حسن بن فضّال منقول است كه گفت : على بن ابو حمزه فردى دروغگو و مورد اتهام است . علماى ما [ شيعه ] از امام رضا عليه السّلام روايت كرده‌اند كه حضرت پس از مرگ ابن ابو حمزه فرمود : « انه اقعد فى قبره فسئل عن الائمة فاخبر بأسمائهم حتى انته الىّ فسئل فوقف ، فضرب على رأسه ضربة امتلأ قبره نارا ؛ على بن ابو حمزه را در قبرش نشانيدند و دربارهء ائمّه از او پرسيده شد ، همه را نام برد به نام من كه رسيد ، متوقف شد ، ازاين‌رو ، چنان ضربه‌اى بر

--> ( 1 ) . كشى ، ص 344 چاپ نجف .