الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

162

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

الخمر لعينها و انّما حرّمها لفعلها فما فعل ز فعل الخمر فهو خمر ؛ « 1 » خداوند ، شراب را به جهت شراب بودنش تحريم نكرده بلكه به دليل اثر آن حرام كرده است بنابراين ، هرچيزىكه اثر شراب را داشته باشد ، شراب است » درنتيجه ، يا ادعاى آنان در جهت از دست دادن مشاعر و از بين رفتن عقل و خردشان صحيح است كه در اين صورت لازمه‌اش تحريم آن عمل است و يا ادعايى باطل است كه دروغگويى آن‌ها را آشكار ساخته و نتيجه‌اى بر اين قبيل حركات مترتّب نيست . 12 - بر اين كار مفاسد زيادى مترتّب است و بخشى از آن‌ها در گذشته يادآورى شد كه به خوبى واضح و روشن است و ايجاب مىكند چنين كارهايى ممنوع شود تا ريشهء فساد از بين برود . شما به خوبى پىبرديد كه صوفيان اين امور را مقدمه و وسيله‌اى در جهت دست‌يابى به برخى از مطالبى كه قبلا بدان اشاره شد ، قرار مىدهند و فساد و بطلانشان روشن گشت تا چه رسد به مقدمهء اين قبيل امور . توجيهاتى واهى : جاى بسى شگفتى است كه امروزه برخى از صوفيان در جهت مشروعيّت بخشيدن به اين قبيل كارها به روايتى از كتاب شريف « من لا يحضره الفقيه » استناد جسته‌اند كه در آن روايت آمده است : پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله : به اين دليل كه مردم جملهء « حى على خير العمل » را از اذان حذف كردند ، بلال اذان را ترك كرد و فاطمهء زهرا عليها السّلام از او درخواست كرد اذان بگويد و فرمود : « احبّ ان اسمع صوت مؤذّن أبى ؛ دوست دارم يك‌بار ديگر صداى مؤذّن پدرم را بشنوم » و بلال اذان را آغاز نمود و زمانى به جملهء : اشهد ان محمدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رسيد فاطمهء زهرا دوران حيات پدر را به ياد آورد و گريان شد و از هوش رفت به‌گونه‌اى كه مردم پنداشتند آن بانو از دنيا رفته است و ماجرا را به اطلاع بلال رساندند و او از ادامهء اذان خوددارى كرد . « 2 » خلاصهء حديث يادآورى شد و پاسخ آن روشن است و هيچ‌گونه دلالتى بر خواستهء صوفيان ندارد البته تأثير حزن و اندوه بر دل‌ها غير قابل انكار است و به وضوح پيداست و تأثيرش غالبا بر قلب زنان بيشتر است ولى هيچ‌گونه ارتباطى به ادعاى اين افراد ندارد و

--> ( 1 ) . كافى ج 6 ، ص 616 . ( 2 ) . الفقيه ج 1 ص 298 - 284 .